تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
آن زياده بر نفقه و كسوه باشد كه در زوجيت واجبست و درين صورت محمول بر اجرة المثل خواهد بود .
لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها
معلوم باشد كه « لا تضار » مشتركست ميان صيغهء مجهور و معلوم . و حضرت صادق عليهما السلام تفسير آن بطريق مجهول كرده فرموده‌اند كه : بايد كه ضرر رسانيده نشود مادر بواسطهء خوبى فرزند او ، يعنى بايد كه زوج ضرر نرساند مر زوجه را به اين طريق كه ترك جماع او كند بتوهم حامله شدن و زيان رسانيدن شير حامله مر طفل را
وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ
و بايد كه ضرر رسانيده نشود كسى كه فرزند براى او متولد شده يعنى پدر بطفيل طفل او به اين طريق كه مادر منع كند پدر را از وطى با او بواسطهء بقاى فرزند بنا بر وجه مذكور ، و فى مجمع البيان « روى عن السيدين الباقر و الصادق عليهما السلام : لا تضار والدة بولدها ، بأن ترك جماعها خوف الحمل لاجل ولدها المرتضع ، و لا مولود له بولده ، أى لا تمنع نفسها من الأب خوف الحمل فيضر ذلك بالاب » و اما معنى آيه بطريق معلوم چنين مىشود كه بايد ضرر نرساند مادر طفل زوج خود را بنگذاشتن جماع و وطى با او براى خوبى فرزند خود ، و همچنين بايد كه ضرر نرساند پدر طفل زوجه را بعدم وطى با او براى خوبى فرزند خود اگر چه مفاد معلوم همان مفاد مجهولست ليكن به عكس آن است .
وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ
معطوفست بر «
وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ
» يعنى واجبست بر وارث پدر بعد از فوت پدر آنچه بر پدر واجب بود از نفقه و كسوهء مادر شير دهنده و فى عين الحياة : « اطلاق الوارث مشكل لعدم وجوب نفقة الولد عندنا على غير الأبوين ، فلا يحب اجرة رضاعه على مطلق الوارث ، فلعل المراد بالوارث الولد المرتضع » بنا برين معنى آيه چنين خواهد بود كه : واجبست بر ولد شير خورنده اجرت رضاع او به اين معنى كه واجبست بر وصى طفل يا بر حاكم شرع كه از مال آن طفل نفقه و كسوه مادر شير دهندهء او كنند . و فى من لا يحضره الفقيه « قضى أمير المؤمنين عليه السّلام فى رجل توفى و