- بر وزن أمير - زن رفاعه را بعد از تطليق سوم بنكاح در آورد و نتوانست از او منتفع گردد پس آن زن شكوهء نامردى عبد الرحمن را به خدمت حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله ظاهر كرد ، حضرت فرمود كه : ميخواهى با زن رفاعه شوى ؟ گفت : آرى فرمود :
« لا حتى تذوق عسيلته و يذوق عسيلتك »
يعنى جايز نيست كه زن رفاعه شوى تا آنكه بچشى تو عسلك عبد الرحمن و او بچشد او عسلك ترا .
فَإِنْ طَلَّقَها
پس اگر طلاق دهد آن زن را شوهر دوم
فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا
پس گناهى نيست بر آن زوج أول و زوجه در اينكه رجوع كنند با هم به عقد جديد بعد از انقضاى عدت
إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ
اگر گمان راجح داشته باشند در اينكه بجا خواهند آورد أحكام الهى را در باب حقوق زوجيت ، گفتهاند كه ذكر اين شرط از جهت اهتمام بشأن آنست نه اينكه مناكحه صحيح نباشد بدون اين شرط ، و ميتواند كه حكمت در توسط محلل منع از تعجيل طلاق باشد و از استخفاف آن .
وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ
و اين أحكام تكليفهاى خداى تعالى
يُبَيِّنُها
بيان مىكند آن حدود را
لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
براى جمعى كه ميدانند و عمل بمقتضاى علم ميكنند .
وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ
و هر گاه طلاق دهيد شما زنان خود را
فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ
پس نزديك شوند آن زنان به آخر عدّت خود ، بلوغ را چنانچه بر « وصول » اطلاق ميكنند بر « دنو » و قرب نيز اطلاق ميكنند ، و مراد از بلوغ در اينجا قربست . و أجل را چنانچه اطلاق بر اصل مدت ميكنند اطلاق بر منتهاى مدت نيز ميكنند ، و مراد از أجل درين آيه منتهاى مدت است
فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ
پس رجوع كنيد و نگاهداريد ايشان را به خوبى بر وجه لايق
أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ
يا واگذاريد ايشان را بر وجه نيكويى تا عدت ايشان بسر آيد و هر كجا كه خواهند بروند ، و غرض از تكرار و اعادهء اينمضمون اظهار شدت اهتمام است با مبالغه در رجوع و تسريح بمعروف .
در من لا يحضره الفقيه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه چون بعضى