بعد از دفعهاى نه بر سبيل اجتماع مثلا صحيح نيست كه بگويند : « انت طالق مرتين او ثلاث مرات » يا بگويند كه : « انت طالق و طالق » و درين صورت « مرتان » بمعنى تثنيه نيست بلكه مراد از آن تكرير و تكثير است ، چنانچه در آيهء كريمهء « 1 » «
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ
» گفتهاند ، ليكن منطوق احاديث و متبادر از لفظ « مرتان » معنى اولست ، و اول اولى .
فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ
أى فعليكم امساكهن بمعروف ، يعنى پس بر شماست بعد از دو طلاق يكى از دو أمر : يا رجوع و نگاهداشتن بطريق مشروع بدون آنكه ضررى بديشان رسانيد
أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ
يا عدم رجوع و واگذاشتن به نيكويى تا عدّه بسر آيد ، و بعضى در تفسير آيه چنين گفتهاند كه : واجبست بر شما بعد از طلاق و رجوع يا نگاهداشتن به خوبى و يا در مرتبهء ثالثه طلاق دادن و واگذاشتن باحسان چنانچه در كتاب عيون أخبار الرضا عليه التحية و الثناء روايت كرده كه
« ان اللَّه تبارك و تعالى انما أذن فى الطلاق مرتين فامساك بمعروف أو تسريح باحسان يعنى فى التطليقة الثالثة »
و روايت على بن ابراهيم نيز موافق و مطابق اينست ، و اين مجموع بنا بر معنى أول آيهء «
الطَّلاقُ مَرَّتانِ
» است ، و أما بنا بر معنى ثانى حاصل كلام چنين است كه پس بعد از مطلق طلاق ، لازم نگاهداشتن آن زن مطلقه است به خوبى يا واگذاشتن باحسان ، و مقصود آنست كه بايد بعد از طلاق شرعى يكى از دو كار واقع شود : نگاهداشتن زن مطلقه برجعت يا به عقد جديد ، يا واگذاشتن او تا عدّت او منقضى شود ، و ترك عقد جديد بطريق لطف و ملايمت نه بطريق اضرار و اهانت .
وَ لا يَحِلُّ لَكُمْ
حلال نيست مر شما را أى أزواج
أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ
اينكه بگيريد عوض طلاق آنچه را كه دادهايد بزوجات خود بطريق هبه
شَيْئاً
چيزى را
إِلَّا أَنْ يَخافا
مگر آنكه بترسند زوج و زوجه يا ظن غالب بهمرسانند ، و بعضى از قراء « الا أن يظنّا » خواندهاند
أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ
اينكه بجاى نتوانند
هامش
( 1 ) - سورهء ملك ، آيهء 4 .