يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد
كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ
بخوريد از لذيذهاى آنچه روزى دادهايم شما را
وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ
و شكر گوييد مر خداى تعالى را در دادن طيبات و اعتقاد كنيد كه جميع نعمتها از جانب اوست
إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
اگر باشيد شما كه او را عبادت كنيد نه غير او را و بايد كه او را شكر گوئيد . بنا برين جزاء شرط محذوفست ، و اگر قائل بجواز تقديم جزاء شرط شويم احتياج بحذف جزاء نيست .
و بعد از ذكر اباحت طيبات در بيان تحريم محرمات ميفرمايد كه :
إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ
جزين نيست كه حرام گردانيده خداى تعالى اكل مرده را و از اينجا لازم ميآيد كه ميته نجس العين باشد ؛ و نماز در جلد آن صحيح نباشد ، و چون مراد از ميته حيوانيست كه حيات از آن زايل شده باشد بدون ذبح شرعى از اينجهت استثنا كردهاند از ميته چيزهايى را كه حيات در آن حلول نكرده باشد مثل پشم و سم و ناخن و مو و پر و شاخ و دندان ، به اعتقاد بعضى كه درين امور نماز ميتوان كرد
وَ الدَّمَ
و حرام گردانيده اكل خون را
وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ
و اكل گوشت خوك را كه خوردن آن عادت اهل جاهليت بود و الا همه چيز خوك حرام است
وَ ما أُهِلَّ بِهِ
و حرام كرده اكل حيوانى را كه آواز بلند كرده شده باشد در ذبح آن يا بسبب ذبح آن
لِغَيْرِ اللَّهِ
از براى بردن نام غير خداى تعالى از بتان و غير آن ، بنا برين « به » يا بمعنى « فيه » است و يا آنكه « با » براى سببيت است مخفى نماند كه حليت و حرمت متعلق بافعال مكلفين است پس اسناد تحريم بذوات اين امور بحذف مضاف خواهد بود ، و بنا بر آيهء سابقه كه آن «
كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ
» است در ترجمه « اكل » را تقدير كرديم ، و حق آنست كه فعلى را درين مقام تقدير كنند كه عام باشد مر جميع افعال محتمله را ، و آن انتفاع است اى