تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ
در تفسير جلالين «
أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ
» را اينچنين تقدير كرده كه « أ يتبعون آباءهم و لو كان آباؤهم لا يعقلون شيئا و لا يهتدون » يعنى آيا متابعت ميكنند ايشان پدران خود را اگرچه باشند پدران ايشان كه تعقل نميكرده باشند چيزى را و راه راست نمىيافته باشند ، بنا برين كلمهء « لو » لو و صلى است نه شرطى كه تا محتاج بحذف جزا بايد شد ، و جمعى از مفسرين كلمهء « لو » را شرطى گرفته‌اند و گفته‌اند كه : همزهء « ا و لو كان » براى انكار است و « واو » واو الحال و جزاء « لو » محذوفست اى « أولو كان آباؤهم لا يعقلون شيئا و لا يهتدون لاتّبعوهم » يعنى آيا حالكونى كه اگر باشند پدران ايشان كه فهم نكنند چيزى را و راه راست نيافته باشند هر آينه درين حال نيز متابعت ميكنند . و بعد ازين مثلى مىآورد در باب ترك اجابت كفار مر حق را و ميفرمايد كه :
وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا
مضاف درين آيت محذوفست اى « مثل داعى الذين كفروا الى الايمان » يعنى مثل خوانند آنانى كه كافر شدند بسوى ايمان
كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ
مانند مثل كسى است كه بانك مىزند و ميخواند حيوانى را
بِما لا يَسْمَعُ
به چيزى كه نشنود
إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً
مگر خواندنى و آوازى را و هيچ از آن فهم نكند و اجابت ناعق اصلا ننمايد ، يعنى مثل خوانندهء كفار بسوى ايمان ، آن كفارى كه فرو رفته‌اند در تقليد آبا و اجداد و اعراض مينمايند از قبول حق ، مانند مثل كسى است كه بخواند جانورى را به چيزى كه اصلا فهم آن نكند
صُمٌّ
اى هم صم ، يعنى ايشان در عدم استماع حق گويا كه كرند
بُكْمٌ
گويا كه گنگند از گفتن سخن راست
عُمْيٌ
گويا كه كورند از ديدن راه راست
فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ
پس ايشان تعقل نميكنند ، و در نمىيابند مواعظ اهل ايمان را و قبول ايمان نميكنند . و بعد از تمثيل حال كفار خطاب بمؤمنين مىكند و ميفرمايد كه :

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 172 تا 173 ]

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ( 172 ) إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 173 )
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 147 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي