حسن اشجار و منشاء امتداد ظل كه مستلزم استراحتست در تحت آن و از ابن عباس منقولست كه افنان بمعنى الوان نعم است يعنى دو بهشت مشتمل بر انواع نعمتها .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه بهشتهاى مشتمله بر اشجار و اثمار به بنده عطا ميفرمايد
تُكَذِّبانِ
انكار ميكنيد .
فِيهِما عَيْنانِ تَجْرِيانِ
در اين دو جنت دو چشمهاند كه روان ميشوند هر جا كه بهشتيان اراده كنند در اعلى منازل يا اسافل يكى تسنيم و ديگرى سلسبيل و در معالم تنزيل گفته كه اين هر دو جنت يا هر دو چشمه كسى را باشد كه آب روان از دو چشم او جارى باشد جهت خوف حضرت بارى .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه چنين چشمها براى راحت و لذت شما جارى كند
تُكَذِّبانِ
انكار و جحود ميورزيد .
فِيهِما مِنْ كُلِّ فاكِهَةٍ
در اين هر دو بهشت از هر نوع ميوها
زَوْجانِ
دو صنفند متشاكل يكدگر مانند تشاكل ذكر و انثى و آن دو صنف يكى معروفست كه در دنيا ديده باشند و ديگرى غريب كه نديده باشند يا يكى تر و ديگرى خشك چون انگور و مويز و رطب و تمر ابن عباس فرموده كه در دنيا هيچ ميوهء نباشد از ترش و شيرين الا كه در بهشت باشد حتى حنظل اما حنظل بهشت شيرين باشد .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه اصناف فواكهه و اثمار به بندگان عطا مىكند
تُكَذِّبانِ
منكر مىشويد مر كسانى را كه خايف باشند اين دو جنت مذكوره است .
مُتَّكِئِينَ
در حالتى كه تكيه كنندگان باشند بر طريق پادشاهان
عَلى فُرُشٍ
بر فرشهاى بسيار
بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ
كه آسترهاى آن از ديباى محكم باشد و گويند استبرق حرير چينى است ميان غليظ و رقيق و گويند كه ظهائر آن از سندس باشند كه ديباى رقيق است يا ظهاره و بطانه آن هر دو از يك جنس باشند
وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ
و ميوهاى اين دو جنت كه چيده مىشود
دانٍ
نزديكست به زمين بهشت بر وجهى كه دست قايم و قاعد و مضطجع و نايم بدان رسد و مرويست كه تكيه كنندهء بر تختهاى بهشت چون آرزوى ميوه كنند شاخ درخت سر فرود آورد و آن ميوه كه خواهد بدهن او رساند پس او را بدست يا بدهن فرا گيرد .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه شما را بر تختها و فرشهاى پادشاهانه نشاند و ميوهء لذيذ و لطيف دهد
تُكَذِّبانِ