الوان .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام نعمت از نعماى پروردگار خود كه خبر كرد شما را از انشقاق آسمان و تلون آن تا از شدت آن پناه به حق تعالى جوييد
تُكَذِّبانِ
تكذيب ميكنيد .
فَيَوْمَئِذٍ
پس در آن روز كه آسمان شكافته شود
لا يُسْئَلُ
سؤال كرده نشود
عَنْ ذَنْبِهِ
از گناه خود
إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ
آدمى و نه پرى يعنى از ايشان نپرسند كه چها كرديد بلكه سؤال كنند كه چرا كرديد يا آنكه گناهكار بعلامات شناخته شود كه از جملهء آن كبودى چشم و سياهى روى خواهد بود پس احتياج بسؤال نيفتد يا آنكه جوارح ايشان بگناه ايشان ناطق مىشود قبل از سؤال كردن از آن تا بوقت خروج از قبور از ايشان نپرسند بلكه در موضع ديگر كه موقف حسابست و اينكه حق تعالى فرموده
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
و قوله
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
مراد وقت حساب و جزاست كه از گناه همهء ايشان سؤال كنند پس منافى آيه مذكوره نباشد از حضرت امام رضا « ع » پرسيدند معنى اين آيه را فرمود كه هر كه معتقد حق بوده باشد و بى توبه وفات كرده در برزخ او را عذاب كنند و روز قيامت كه مبعوث گردد به هيچ يك از ايشان گناهى نباشد كه از آن سؤال كنند و مراد بجان جن است از قبيل تسمية اولاد باسم والد .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه از اهوال آن روز شما را خبر داد تا در ايمان ثابت و راسخ شويد بسبب آن
تُكَذِّبانِ
تكذيب ميكنيد .
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ
شناخته شوند كافران كه بجرايم كفر و عصيان صحيفهء اعمال خود را سياه كرده باشند
بِسِيماهُمْ
بعلامة ايشان كه سياهى روى و كبودى چشم است يا آثار غم و اندوه در بشرهء ايشان
فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي
پس گرفته شوند بمويهاى پيشانى
وَ الْأَقْدامِ
و قدمهاى يعنى نوبتى موى پيشانى ايشانرا بگيرند و نوبتى ديگر پايهاى ايشانرا و بدوزخشان كشند با زبانيه دوزخ بعضى را نواصى و بعضى را اقدام گرفته بدوزخ كشند و از ضحاك نقل است كه نواصى و اقدام ايشانرا بزنجير آتشين مغلول سازند و بر وى انداخته ايشانرا بدوزخ اندازند .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه اخبار شما نموده از گرفتن و بخوارى و زارى در دوزخ افكندن تا از كفر و عصيان بپرهيزيد
تُكَذِّبانِ
تكذيب مينماييد و چون ملائكه ايشانرا بدوزخ اندازند گويند بايشان بر سبيل تهديد و توبيخ .
هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي
اين آن دوزخ است كه از روى عناد و