تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
بسط يا انس و هيبت و برزخ قدرة بىعلت و لؤلؤ و مرجان حالات صافيه و لطايف وافيه و در تفسير اهل البيت مذكور است كه مراد از اين دو دريا على بن ابى طالبست و فاطمه كه يكى درياى علمست و دوم درياى حلم يكى درياى شجاعة و ديگرى درياى سخاوت و يكى درياى وفا و ديگرى درياى حيا يكى درياى طهارت و ديگرى درياى عصمت و برزخ ميان ايشان حضرت رسالة صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و لؤلؤ و مرجان حسن و حسين عليهم السّلام و در تفسير طبرسى همين رواية از سلمان فارسى و سعد بن جبير و سفيان ثورى نقل كرده و از ابن عباس رواية كرده كه مراد از مرج البحرين علاقهء زوجيت است ميان على بن أبي طالب و فاطمه و از برزخ محبت و مودتست كه ميان ايشان واقع است كه هرگز منقطع نخواهد شد و خروج لؤلؤ تولد حسن و حسين است عليه السّلام و محمد بن جبله نيز از ابى الجارود و زياد بن منذر رواية كرده كه ضحاك را پرسيدند كه مراد از اين آيه چيست فرمود مراد از بحرين على و فاطمه است و برزخ محمد و لؤلؤ و مرجان حسن و حسين و از اين اخبار وثيقه و روايات صحيحه معلوم مىشود كه آل عبا بحار افضال رحمة الهىاند و درّ اصداف الطاف نامتناهى و سفن نجات دنيوى و اخروى چه بمصابيح هاديه ايشان از ظلمت ضلالت خلاص مىتوان شد و بلمعات انوار نامتناهى ايشان از تاريكى ظلمت ضلالت بسر منزل فوز و فلاح ميتوان رسيد اعمش از طريق اهل سنت رواية كرده كه از عبد الرحمن اسلمى شنيدم كه فرمود كه من از انس بن مالك شنيدم كه گفت از حضرت رسالة پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه فرمود كه هرگاه آفتاب را نيابيد بايد كه توجه نماييد به ماه و اگر ماه مفقود شود بزهره متوجه شويد و اگر زهره را نيابيد بفرقدين اقبال كنيد صحابه گفتند مراد از اين آفتاب و ماه و زهره و فرقدين چيست فرمود من بمنزلهء خورشيدم و على بمنزله ماه و فاطمه بمنزلهء زهره و فرقدين دو نور ديدهء من حسن و حسين‌اند اين حديث نيز مشعر است بر آنكه نجات از ظلمت گمراهى موقوف است باشراقات انوار باهره از مصابيح هدايت آل عبا بدون تمسك انوار ناجيه ايشان از ورطات مهلكه حاطمه نجات متحقق نخواهد گشت لى خمسة اطفى بهم حرّ الجحيم الحاطمة المصطفى و المرتضى و ابناهما و الفاطمة .
وَ لَهُ الْجَوارِ
و مر خدايراست يعنى بامر اوست كشتيهاى رونده
الْمُنْشَآتُ
كه برداشته و برافراشته است بادبانهاى خود را يا انشا كننده و ابتدا نماينده است در رفتن و حفص بفتح شين ميخواند يعنى كشتيهاى بادبان بركرده براى روان گردانيدن آن يا كشتى هاى ساخته شده
فِي الْبَحْرِ
در دريا
كَالْأَعْلامِ
مانند كوهها در درازى و بلندى و بزرگى كه از