ديدم كه زره ميپوشيد و ميگفت سيهزم الجمع و يولون الدبر دانستم كه اين آيه دالست بر تفرقهء جمعيت مشركان و منهزم شدن ايشان و غلبهء ما بر ايشان و بعد از آن حق تعالى ميفرمايد كه به همين قتل و اسر و هزيمة اكتفا نخواهد بود .
بَلِ السَّاعَةُ
بلكه روز قيامت
مَوْعِدُهُمْ
وعدهگاه عذاب اصلى ايشانست و آنچه در دنيا ديدهاند نمونهء از آنست و اندكى از آن
وَ السَّاعَةُ أَدْهى
و قيامة سختتر و فظيعتر
وَ أَمَرُّ
و تلختر و ناخوشتر در شدت و فظاعت پس در تبيين احوال كفار ميفرمايد .
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ
بدرستى كه مشركان كه نامه اعمال خود را بجريمه شرك و عناد سياه كردهاند
فِي ضَلالٍ
در گمراهىاند از حق در دنيا
وَ سُعُرٍ
و در آتشهاى سوزان در آخرة .
يَوْمَ يُسْحَبُونَ
روزى كه كشيده شوند
فِي النَّارِ
در آتش دوزخ
عَلى وُجُوهِهِمْ
بر رويهاى خود يعنى ايشان را بر روى انداخته بكشند و بدوزخ افكنند نزد آنحال با ايشان گويند كه
ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ
بچشيد سودن دوزخ يعنى حرارة آتش و الم آن را و سقر طبقهايست از طبقات دوزخ پس در بيان عدل خود ميفرمايد كه .
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ
بدرستى كه ماهر چيزيرا آفريديم در دنيا و آخرة
بِقَدَرٍ
باندازهء خود يعنى به مقدار و مرتبه كه لايق باشد به او و يا بر حسب مقتضاى حكمة و وفق مصلحة بدون نقص و مزية در آن مرتبه تا موجب خلاف حكمة نشود پس خلق عذاب و تقدير آن براى مشركان و اهل عصيان نيز در لوح محفوظ بر قدر استحقاق ايشان خواهد بود تا از دايرهء حكمت خارج نشود يا هر چيزيرا خلق كرديم بر طريقى كه مقدر و مكتوب بود در لوح محفوظ بودن زياده و كم يا هر چيزيرا آفريدهايم باجل معين و مقرر كه تقدم و تاخر نيابد يا براى هر جنس صورتى و هيئتى كه موافق و لايق اوست بيافريديم يا هر چيزيرا آفريديم باجل معين و مقرر چون لسان براى تكلم و يد براى بطش و رجل براى مشى و عين براى بصر و اذن براى استماع و معده براى طعام و غير آن كه اگر زياده و كم باشد غرضى كه به آن متعلق است تمام نشود .
وَ ما أَمْرُنا
و نيست فرمودن ما هر چيزيرا كه ارادهء تكوين آن كنيم
إِلَّا واحِدَةٌ
مگر كلمهء واحده كه لفظ كن است لقوله تعالى
إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
و نيست امر ما مگر يك كردنى بدون ليث بتفكر و معالجه
كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
چون نگريستن به چشم در سرعة و سهولت از ابن عباس مرويست كه مراد از امر وقوع قيامتست در اسرع زمان چنان كه در جاى ديگر فرمود كه