از نزديك ما
كَذلِكَ
همچنانكه انعام كرديم بر لوط و دختران او
نَجْزِي
پاداش ميدهيم بمزية نعمت و رحمت
مَنْ شَكَرَ
هر كه سپاس دارد نعمة ما را كه آن ارسال رسل و انزال كتب است يعنى به آن ايمان آورد و اطاعة امر ايشان نمايد .
وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ
و بدرستى كه ترسانيد لوط قوم خود را
بَطْشَتَنا
از شدة گرفتن ما ايشانرا بتعذيب و اهلاك
فَتَمارَوْا
پس شك آوردند
بِالنُّذُرِ
به آن بيم كردن يعنى تكذيب او نمودند يا مدافعه كردند با او به آن انذار از روى جدال و عناد .
وَ لَقَدْ راوَدُوهُ
و بتحقيق كه طلبيدند لوط را
عَنْ ضَيْفِهِ
از مهمانان كه ملائكه بودند يعنى طلب مراد خود كردند از لوط و گفتند ايشانرا تسليم بما كن و لوط از آن ابا نموده ايشان را پند ميداد و ايشان طريق عناد و جدال از دست نداده در سراى ويرا بشكستند و در آنخانه كه ملائكه بودند درآمدند
فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ
پس محو كرديم چشمهاى ايشان را و باروى ايشان هموار كرديم چنانچه اثر و نشان چشم بر روى ايشان نماند مرويست كه لوط در مقام جدال درآمده ميگفت درگذريد از سر آنچه شما طلب ميكنيد ايشان از آن امتناع ميكردند و با او مجادله ميكردند چون كار از حد بگذشت جبرئيل لوط را گفت ما را با ايشان واگذار پس ايشان در خانهء وى درآمدند جبرئيل پر خود را بر ديدهاى ايشان زد همه كور شدند و چنان گشتند كه چشمهاى ايشان با روهاى ايشان راست شد پس از آنجا بيرون آمدند و مدهوش و متحير ميافتادند و برميخاستند و فرياد ميكردند لوط قومى ساحر بخانهء خود آورده و ما را بجادوئى كور كردند و گفتيم ما بايشان از زبان فرشتگان كه
فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ
پس بچشيد عقوبت مرا و آنچه بيم كرديم شما را به آن از زبان لوط از وقوع عذاب و نزول عقاب .
وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ
و بدرستى كه بامداد كردند قوم لوط
بُكْرَةً
در اول روز يعنى بوقت صبح بديشان آمد
عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ
عقوبتى قرار گرفته و دايم و پيوسته به عذاب آخرة يعنى آنعذاب از ايشان مرتفع نشد تا همه را هلاك كرد و به آتش دوزخ متصل ساخت و گفتيم بديشان بالسنه ملائكه .
فَذُوقُوا عَذابِي
پس بچشيد و بكشيد عقوبة
وَ نُذُرِ
و بيم كردن مرا يعنى بيم كردن كه لوط بفرمان من ميكرد شما را وجه تكرار آنست كه اول در وقت طمس است و دويم نزد اهلاك ايشان .
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ
و بدرستى كه سهل و آسان كرديم قرآن را مر جمعى را كه عربى زبانند
لِلذِّكْرِ
براى فهم كردن معانى و دانستن