تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
واگذاشتى و هيچ كدام را از آن قسمة ضررى نرسيدى .
فَنادَوْا
پس بخواندند قوم ثمود
صاحِبَهُمْ
يار خود را كه قدار بن سالف بن اصم بن هود نبى بود براى عقر ناقه و به جهت سرخى روى او را احمر ثمود گفتندى بروايت ديگر حمير ثمود
فَتَعاطى
پس بگرفت شمشير خود را و بر سر راه ناقه بر كمين نشست
فَعَقَرَ
پس پى كرد ناقه را بشمشير و در ما سبق گذشت كه محرك عقر ناقه دو زن بودند عشيره و صدوق و سبب آن بود كه صدوق ابن عم خود مصدع بن مهرج را بوصال خود وعده داد و عشيره يكى از دختران خود را نام زد قدار بن سالف كرد و هر دو بره گذار ناقه كمين كردند چون ناقه از آب بازگشت اول بمصدع رسيد و او تيرى بيفكند و پايهاى ناقه را بهم دوخت و قدار نيز از كمين‌گاه درآمده بشمشير ناقه را پى كرد و چون ناقه از پاى درآمد او را پاره پاره كردند و ميان مردم منقسم ساختند و بچهء او بكوه صنوبر برآمده سه بار بانك كرد و از آنجا به آسمان رفت و بعد از سه روز عذاب بر ايشان نازلشد .
فَكَيْفَ كانَ
پس چگونه بود
عَذابِي وَ نُذُرِ
عذاب من قوم ثمود را و بيم كردن من برسالت صالح عليه السّلام .
إِنَّا أَرْسَلْنا
بدرستى كه ما فرستاديم
عَلَيْهِمْ
بر ايشان
صَيْحَةً واحِدَةً
يك فرياد كردن كه صيحهء جبرئيل بود
فَكانُوا
پس گشتند
كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ
مانند درخت خشك در هم شكسته كسى كه سازنده حظيره باشد براى حفظ و جمع آن يا مانند گياه خشك صاحب حظيره كه جمع كرده باشد آن را در بستان براى علوفه گوسفندان در زمستان و گوسفندان آن را در مدت طويل در زير دست و پاى خود خورد و مرد كرده باشند ملخص سخن آنست كه ايشان بعد از هلاك شدن ريزه ريزه و خورد و مرد گشتند مانند گياه خشك خورد و مرد شده .
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ
و بدرستى كه ما آسان كرديم قرآن را
لِلذِّكْرِ
براى پند گرفتن يا حفظ كردن
فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
پس هيچ ياد كننده هست مرآنرا تا از آن عبرت گيرد .
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ
تكذيب كردند قوم لوط لوط را
بِالنُّذُرِ
به بيم كردن و پند دادن او مر ايشانرا يعنى وعيد او را دروغ پنداشتند .
إِنَّا أَرْسَلْنا
بدرستى كه ما فرستاديم
عَلَيْهِمْ
بر ايشان
حاصِباً
بادى سنك بارنده كه سنگها بر ايشان ميريخت تا همه را هلاك كرد
إِلَّا آلَ لُوطٍ
مگر لوط و دختران او را
نَجَّيْناهُمْ
كه برهانيديم ايشانرا از آن عذاب
بِسَحَرٍ
بوقت سحر و آن سدس آخر شب بود كه عذاب بر ايشان واقع شد .
نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا
انعامى