آورده بود يعنى سوار كرديم همهء اهل ايمان را
عَلى ذاتِ أَلْواحٍ
بر كشتى كه خداوند لوحها بود يعنى بر تختهاى پهنادار
وَ دُسُرٍ
و خداوند ميخها كه كشتى را به آن بند كنند .
تَجْرِي بِأَعْيُنِنا
پس رفت و روانشد كشتى بنگه داشت ما يا بحر است اولياى ما كسانى كه بر آن موكل بودند از فرشتگان
جَزاءً
براى ثواب و پاداش
لِمَنْ كانَ كُفِرَ
براى كسى كه كافر شده بودند قوم او بر او و بر او نگرويدند و يا براى كسى كه كفران و ناسپاسى كرده بود بر نعمت وجود او مراد نوح است مرويست كه همهء كفار در آن روز هلاك شدند الا عوج بن عنق كه آب تا زير پشت و كمر او بود و گفتهاند كه سبب نجات وى آن بود كه نوح به جهت ساختن كشتى به چوب ساج احتياج داشت و نقل آن از بلاد شام متعسر بود عوج بشام آمد و چوبهائيكه محتاج اليه بود بر گردن گرفت و نزد نوح آورد حق تعالى بجهة اين تاخير عذاب او نمود و او را غرق نساخت .
وَ لَقَدْ تَرَكْناها
و بدرستيكه باقى گذاشتيم اين قصه را كه متضمن اهلاك كافران است و إنجاى مؤمنان
آيَةً
نشانهء ميان مردمان تا از آن عبرت گيرند يا گذاشتيم كشتى را بر زمين قرى كه از ارض جزيره است يا بكوه جودى علامتى و عبرتى و در قصص آوردهاند كه اوايل اين امت كشتى نوح را ديدهاند و از قتادة مرويست كه آن كشتى تا بعهد رسول بوده و مردم آن را ميديدند و از او عبرت ميگرفتند و بسيار كشتيها از چوبهاى آن ساختند
فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
پس هيچ پند گيرنده هست كه از آن عبرت گيرد .
فَكَيْفَ كانَ
پس چگونه بود
عَذابِي
عقوبة من در دنيا كه همه را بطوفان هلاك كردم
وَ نُذُرِ
و بيم كردن من قوم نوح را به عذاب قبل از آنكه بر ايشان نازل شود .
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ
و هر آينه ما آسان گردانيديم قرآن را بحسن بيان
لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
براى ياد كردن امم ماضيه و پند گرفتن به آن چه آن جامع انواع مواعظ شافيه است يا براى حفظ آن به جهت اختصار وعده بر الفاظ از مجاهد نقل استكه از كتب سماويه هيچ كتابى نيست كه آن را مردم مكه از بر خوانده باشند مگر قرآن پس هيچ قبول كنندهء موعظه هست تا به آن پند گيرد حق تعالى اين هر دو آيه را در اين سوره بتكرر الفاظ فرموده تا اشعار باشد به آنكه تكذيب هر رسولى مقتضى نزول عذاب است و استماع هر قضيه مستدعى اتعاظ و بعد از ذكر بعضى از قصة نوح بيان برخى از قصهء عاد مىكند كه .
كَذَّبَتْ عادٌ
تكذيب كردند گروه عاد هود پيغمبر را
فَكَيْفَ كانَ
پس چگونه بود
عَذابِي
عذاب من ايشان را بباد صرصر
وَ نُذُرِ
و ترسانيدن من ايشانرا از عذاب به زبان پيغمبر ايشان پس تفصيل مجمل مىكند كه .
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ
بدرستيكه ما فرستاديم بر ايشان