تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
بحسب مصلحت هر روز و هر ساعت چه فعل كند و بعد از آن عمل مىكند تا بقيامة .
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ
و نيز در صحف موسى و ابراهيم است كه بسوى حكم پروردگار تست
الْمُنْتَهى
نهاية كار و رجوع همه خلايق بعد از انقطاع عمل تا هر يك را بر وفق عمل خير و شر جزا دهد و گويند مراد آنست كه همچنانكه ابتداى خلقت از اوست نهاية آجال نيز از اوست و نزد بعضى معنى آنست كه نهاية فكرت بسوى اوست يعنى قوهء فكريه قدرت دارد بر تفكر در جميع مكونات اما چون به او رسد متحير شود و بايستد چنان كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود لا فكرة فى الرب و نيز فرمود كه تفكروا فى آلاء اللّه و لا تتفكروا فى ذات اللّه و امام جعفر صادق عليه السّلام فرموده كه اذا انتهى الكلام الى اللّه فامسكوا يعنى چون كلام منتهى شود بخداى تعالى پس بايستيد و از آن درگذريد و بعد از آن فرمود كه اى فرزند آدم اگر مرغى بخورد دل ترا سير نشود و اگر چيزى مقدار سوراخ سوزن بر ديده تو واقع شود نور بصر ترا بپوشاند و تو ميخواهى كه به اين دل و ديده بشناسى ملكوت آسمان و زمين را و هر گاه تفكر در كنه كمال مخلوقات او متعذر باشد پس در ذات وى بطريق چگونه صورت پذيرد و شهر بن حوشب از ابو هريره نقل كرده كه يكروز پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مسجد رفت اصحاب را گفت در چه كاريد گفتند در ذات خدا تفكر ميكنيم گفت تفكر در مخلوقات كنيد نه در خالق زيرا كه فكرت بكنه او نرسد بعد از آن فرمود كه حق تعالى هفت آسمان را بيافريد كه از آسمانى تا آسمانى پانصد ساله راهست و غلظت هر آسمانى پانصد ساله راه و در آسمان هفتم درياييست كه عمقش چندانست كه از زير زمين هفتم تا بالاى آسمان هفتم است و خدايرا در آن فرشته‌ايست كه آب آن دريا تا به كعبش نيست و بر همين طريق هفت زمين آفريده پس شما در اين بدايع عجيبه و صنايع غريبه تفكر كنيد تا راه بريد بوجود او سبحانه و در كنه او تفكر مكنيد .
وَ أَنَّهُ
و نيز آنچه در آن دو صحف است آنست كه
هُوَ أَضْحَكَ
و بخنداند
وَ أَبْكى
و بگرياند يعنى منشاء گريه و خنده از اوست چه او خالق قوة ضحك و بكاست يا سبب گريه و خنده كه حزن و سرور است از اوست و اگر نفس ضحك و بكاء فعل او ميبودى امر و نهى متعلق او نشدى و نگفتى فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيرا و نيز نسبت ضحك و بكاء به انسان ندادى و نفرمودى كه تضحكون و لا تبكون و نزد بعضى معنى آنست كه خداى ميخنداند اهل بهشت را در بهشت و ميگرياند اهل دوزخ را در دوزخ يا زمين را خندان ميسازد بنباتات و اشجار را بانوار و ابر را مىگرياند بامطار و گفته‌اند كه خنده و گريه بوعد و وعيد است يا بطاعة و معصيت طاهر مقدسى را پرسيدند كه ملائكه را خنده باشد گفت هر چه در زير عرش است تا خداى دوزخ را بيافريد نخنديدند الا بنى آدم يهودى بعد از استماع اين آيه امير المؤمنين على عليه السّلام را گفت
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 55 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى