ميكائيل و ملك سحاب و رياح بوى ملاقات كردند و گفتند آيا ترا حاجتى است فرمود حاجت دارم اما بشما ندارم و مانند صبر وى در ذبح ولد در راه او سبحانه و بطلب ضيف رفتن در هر روز مقدار يك فرسخ و او را باكرام تمام بمهمانخانه آوردن و به خودى خود به خدمت او اقدام نمودن و در روز نيافتن مهمان به روزه بودن - از حضرت رسالة صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه آيا شما را خبر دهم كه چرا حق تعالى ابراهيم را تسميه فرمود بالذى و فى گفتند بلى يا رسول اللّه فرمود زيرا كه در هر صبح و شام ميگفت فسبحان اللّه حين تمسون و حين تصبحون تا آخر بقوله و حين تظهرون و تقديم موسى بتسميه بسبب آنست كه صحف وى اكثر و اشهر بود نزد اهل كتاب حاصل معنى آنكه آيا وليد يا عثمان خبر دادند به آنچه در صحف موسى و ابراهيم است پس ميفرمايد كه آنچه در صحف موسى و ابراهيم است .
أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ
آنست كه برندارد هيچ نفس بردارندهء
وِزْرَ أُخْرى
بار گناه نفس ديگر را يعنى هيچكس مؤاخذه نشود بذنب غير خود پس او چگونه بار خود را به ديگرى حواله مىكند .
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ
و آنكه نيست مر آدمى را
إِلَّا ما سَعى
مگر ثواب آنچه سعى كند يعنى چنان كه كسى را بگناه ديگرى نميگيرد به ثواب ديگرى نيز مثاب نميگرداند و اينكه در حديث آمده كه صدقه و حج و نماز و روزه منفعت به ميت مىرساند بجهة آنست كه ناوى آن از براى ميت در حكم منوب عنه است در شرع و همچنين موكل به عمل صالح نايب خود مثاب مىشود پس اينجا نيز ميت به ثواب كسى كه ناوى آن عمل باشد براى وى ثواب مييابد .
وَ أَنَّ سَعْيَهُ
و نيز در هر دو صحف است كه آدمى سعى خود را يعنى عملى را كه در آن سعى نموده
سَوْفَ يُرى
زود باشد كه نموده شود در ميزان اعمال خود روز جزا .
ثُمَّ يُجْزاهُ
پس پاداش داده شود به آن سعى خود
الْجَزاءَ الْأَوْفى
بپاداش تمامتر بر وفق عمل - ثعلبى در تفسير خود آورده كه عبد اللّه طاهر كه والى خراسان بود حسين بن الفضل را طلبيد و گفت مرا سه آيه مشكل است حل آن نماى اول فاصبح من النادمين هرگاه ندم از ذنب موجب مغفرت باشد چنان كه الندم توبة دلالت صريح دارد بر اين پس چرا توبهء او قبول نيامد و مستحق غضب شد - دوم و ان ليس للإنسان الا ما سعى پس اضعافا مضاعفة چه چيز است - سوم آيهء كريمهء كل يوم هو فى شان يعنى هر روز او سبحانه در كاريست و اين منافى جف القلم بما هو كائن است حسين بن فضل جواب داد كه ندامة او بر قتل هابيل نبود بلكه بر حمل بدن او بود پس توبه از او صادر نشد و قوله ان ليس للإنسان الا ما سعى بر سبيل عدلست و اضعاف آن از روى فضل و كل يوم هو فى شان مراد شئون اموريست كه ابداى آن كند نه شئونى كه ابتداى به آن نمايد و حديث مخصوص است بثانى نه اول يعنى اول حكم كرد و تقدير فرمود كه در اوقات مستقبله