قطع مسافة آن نتواند كرد و انتهاى آن باعتبار آنست كه آن منتهاى جنت است يا منتهاى ارواح شهدا از رسول « ص » مرويست كه چون شب معراج بسدره رسيدم جبرئيل مرا گفت اين سدرة المنتهى است هر كس از امة كه بر نهج و طريقهء تو مرده باشد به اين جا خواهد رسيد پس حضرت فرمود كه من نگاه كردم ديدم كه چهار جوى از زير آن بيرون ميآيد فذلك قوله و انهار من عسل مصفى يكى از آب و يكى از شير و يكى از مى و يكى از عسل و عظمة آن درخت بر وجهى بود كه اگر سوار تندرو در سايهء آن برفتى آخر نشدى و از مقاتل مرويست كه يك برك آن همهء دنيا را سايه كند و ثمرهء آن انواع حلى و حلل است و همهء الوان ميوهء بر آن باشد و سوار سريع السير صد سال از گرد ساق آن بيرون نرود و نزد مقاتل سدره و طوبى هر دو يكيست .
عِنْدَها
نزديك آن سدره است
جَنَّةُ الْمَأْوى
بهشتى كه آرامگاه متقيانست و آن جنة الخلد است كه در آسمان هفتم است القصه حضرت در آنشب جبرئيل را براى العين بديد يا خداى را به عين يقين مشاهده فرمود .
إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ
آنهنگام كه پوشيده بود سدره را
ما يَغْشى
آنچه پوشيده بود او را اين اشارتست بتعظيم و تكثير غاشى بر وجهى كه به هيچ وصفى و نعتى بكنه آن نتواند رسيد و احصاى آن نميتواند كرد و گويند مراد بدايع عجيبه و غرايب بديعه اند كه دلالت تمام دارند بر كمال قدرت و علم او سبحانه و يا جماعت كثير از ملائكه بر آن درخت جمع شده بودند و بعبادة او سبحانه مشغول بودند و از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه ديدم بر ورقى از اوراق او فرشتهء ايستاده كه تسبيح او سبحانه ميكرد و برواية ديگر بهر برگى از برگهاى آن صد هزار فرشته ايستاده كه تسبيح او سبحانه ميكردند و از ابن مسعود نقل است كه بفرشهاى طلا آن را پوشيدهاند و آنحضرت با وجود مشاهدهء اينهمه عجايبها و غرايبهاى ملكوت بجهة حسن ادب و علو همت پرتو التفات بر هيچ ذرهء از ذرات آن نيفكند و ديدهء دل جز بمشاهدهء جمال بيزوال الهى نگشود كما قال جل ذكره .
ما زاغَ الْبَصَرُ
ميل نكرد ديدهء دل محمد يعنى بطريق تعلق به چپ و راست نگاه نكرد بلكه در حد استيقان خود در مشاهدهء جمال كبريا مستقيم و ثابت قدم بود
وَ ما طَغى
و در نگذشت از حدى كه مأمور بود به آن يعنى تجاوز ننموده از موضعى كه مأمور بود به رسيدن آن بلكه در نهايت وصول آن قرار گرفته قدم از آن پيشتر ننهاد زياده از آنچه مأمور شده بود بديدن آن مد بصر ننمود .
لَقَدْ رَأى
بخداى كه ديد محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در شب معراج
مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
از نشانهاى قدرت پروردگار خود كه بزرگترين نشانها بود از حيثيت دلالت بر كمال قدرت حضرت عزة مانند ديدن جبرئيل با ششصد پر هر يكى از مشرق تا مغرب و