صورت جبلى جبرئيل يعنى در وهم محمد نينداخت دل او اينكه چيزى كه ديده بود محض تخيل بوده زيرا كه آنحضرت به عين مبين و علم يقين خود عارف بود به آنكه مرئى جبرئيل است و اصلا در آن شك نداشت و بنا بر آن قول كه مرئى او سبحانه بوده در شب معراج مراد از رؤية بصر روية بصيرتست چه او سبحانه ببصر مرئى نميشود بدلايل قاطعه عقليه و مؤيد اينست كه از حضرت پرسيدند كه آيا ديدى پروردگار خود را فرمود كه ديدم او را بديدهء دل و نديدم او را به چشم ظاهر و اينكه فرموده كه محمد خداى خود را ديده بديده باطن يعنى بعلم يقين بدانست خداى خود را بوسيلهء آنچه مشاهده نموده از آيات باهرات اگرچه قبل از اين نيز به اين عالم بود و از ابو العاليه مرويست كه از حضرت رسول سؤال رؤية حق تعالى كردند در شب معراج فرمود در آنشب جوئى از آب ديدم و از پس آن جوى پردهء و از پس آن جوى پردهء و از پس آن جوى پردهء نورى و غير آن چيزى نديدم و ببايد دانست كه جميع علماى ما و اكثر جمهور از مخالفين متفقاند كه عروج آنحضرت با روح و جسد بوده نه بروح فقط و ملكوت سماوات را كه ديد در حالت بيدارى بود نه بخواب و اين تفصيل در سوره بنى اسرائيل سمت ورود يافته مرويست كه چون حضرت از معراج معاودة فرمود اصحاب را از ديدن ملكوت اخبار نموده كفار قريش كه استماع اين نمودند در تكذيب آن كوشيدند و در مقام مجادله درآمدند آنحضرت را از صفت بيت المقدس و خبر كاروان خود پرسيدند چنانچه در سورهء بنى اسرائيل گذشت حق تعالى بجهة انكار اين مجادله فرمود كه .
أَ فَتُمارُونَهُ
آيا مجادله ميكنيد ايمعاندان قريش با محمد ( ص )
عَلى ما يَرى
بر آنچه ديده در شب معراج از آيات عظيمه و مخلوقات عجيبه .
وَ لَقَدْ رَآهُ
و بتحقيق كه ديد پيغمبر ( ص ) جبرئيل را بر صورت اصلى خود
نَزْلَةً أُخْرى
يك بار ديگر .
عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى
نزديك شجرهء سدرة المنتهى و آن درختى است بر بالاى آسمان هفتم در اصل عرش و شاخ و برك آن بر سر همهء عالميانست و علم ملائكه و ساير مخلوقات بدان منتهى مىشود و از آن در نميگذرد و آنچه وراى آنست جز خدا نداند و لهذا حضرت امير المؤمنين على فرمود كه سلونى مادون العرش مرا از مادون عرش پرسيد در معالم تنزيل آورده كه آنحضرت را در آنشب عروجات روى نمود و ترقيات دست داد و در آن عروجات اين رؤية ثانيه او را حاصل شده نزديك سدرة المنتهى در كشاف مذكور است كه سدرة المنتهى درخت سدر است كه آن را نبق نيز گويند و آن در آسمان هفتم است از جانب راست كه ميوهء آن مانند قلهاى كوه است و ورق آن بطريق گوشهاى فيل و جميع انهار بهشت از زير آن تابعاند و عظمة آن بر وجهى است كه سوار سريع السير در عرض هفتاد سال