تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
فَأَوْحى
پس وحى كرد
إِلى عَبْدِهِ
بسوى بنده خود كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است
ما أَوْحى
آنچه وحى كرد بوى و ضمير هو راجع است بپيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و معنى اين كه راست بايستاد جبرئيل در حالتى كه پيغمبر در افق اعلى بود يعنى در آسمان دنيا بوقت رفتن معراج و گويند جميع ضماير مذكوره از قوله علمه شديد القوى تا به اين جا راجع به حضرت احدية است پس مراد بشديد القوى شدت قوت و قدرت او سبحانه است كما قال جلّت قدرته و
هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ
و دنو او سبحانه به حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشير است برفع مكانت او نزد حضرت صمديت و از حسين بن فضل مرويست كه معنى آنست كه محمد بعرش نزديك شد پس آويخته شد يعنى دست بحجب و سرادقات عرش زد چون قدمش را جاى قرار نبود معلق بر هوا بايستاد حق تعالى به او وحى كرد و نزد بعضى ديگر ضمير
دَنا فَتَدَلَّى
راجع است بپيغمبر و ضمير كان راجع بقرب ميان پيغمبر و حق تعالى و ضمير
فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ
راجع به او سبحانه يعنى در شب معراج حضرت رسالت نزديك شد بجناب احديت از ساق عرش و مقرب درگاه الوهيت گشت بمكانت و منزلة نه به منزل و مكان پس متدلى يعنى فروتنى كرد و سر فرود آورد براى سجده عبوديت و شكر نعمة قربة تا بموجب
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
سبب زيادتى قرب شود ميان پيغمبر و حضرت عزة مقدار دو كمان بود بلكه كمتر از آن شيخ ابو الحسن نورى را از معنى اين آيه پرسيدند جواب داد كه جائى كه موئى نگنجد نورى كيست كه از آن سخن تواند گفت و لهذا بعضى از علما گفته‌اند كه اولى آنست كه تعرض به اين وحى نكنيم و آن را در پردهء خفا بگذاريم اما آنچه از احاديث و روايات در باب اين وحى وارد گشته ذكر آن هيچ نقصان ندارد و آن اخبار منطوى بر سه چيز است اول آنكه مضمون وحى آن بود كه اگر نه آنست كه دوست ميدارم معاتبهء با امة تو و الا بساط محاسبه ايشان طى ميكردم دوم آنكه حق سبحانه و تعالى به او خطاب كرد كه اى محمد منم و تو و ما سواى من آفريده‌ام براى تو حضرت در جواب فرمود كه پروردگار من توئى و من ما سوى را ترك كردم براى تو سوم آنكه امت تو طاعة من بجاى ميآرند و عصيان ميورزند طاعة ايشان را قبول كردم زيرا كه كريمم و معصية ايشانرا درگذرانيدم اگر چه متصف است بكثرت و وفور زيرا كه رحيمم - و نيز در تفسير اهل البيت عليهم السلام مذكور است كه در شب معراج حق تعالى با رسول تقرير امامت على بن أبي طالب فرمود كه يا رسول برسان بخلقان آنچه فرستاده شده بود به تو در شب معراج از جانب پروردگار خود در حق على بن أبي طالب يعنى در باب امامت وى القصه او سبحانه به جهت تحقيق آنچه پيغمبر مشاهده نموده بود ميفرمايد .
ما كَذَبَ الْفُؤادُ
دروغ نگفت دل محمد « ص »
ما رَأى
آنچيزيرا كه ديد آنحضرت بعينه از