تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
و در بعضى روايت آمده كه چون حضرت دعوى را آشكارا كرد اهل شرك آغاز طعن كردند و گفتند كه محمد گمراه شد از دين پدران خود و خطا كرد كه احداث دين ديگر كرد از براى بندگان خداى تعالى اين آيه را فرستاد بعضى ديگر از علما گفته‌اند كه سلمان و بعضى از صحابه از رسول ( ص ) پرسيدند كه بعد از تو خليفه و وصى تو كه خواهد بود فرمود آنكه امشب ستاره به بام خانهء او آيد و همهء اهل مكه آنشب به بام خانها رفتند و منتظر بودند كه ستاره به بام خانهء كه فرود آيد و همه طمع داشتند كه كوكب درخشان بر بام خانه ايشان فرود آيد مگر امير المؤمنين و فاطمه ( ع ) كه ايشان ورد خود از دست ندادند و گفتند اگر بخانهء ما فرود آيد شكر او را بتقديم رسانيم و اگر نه بر ما حرجى نخواهد بود پس ايشان در محراب خود بعبادت مشغول شدند تا حينى كه ستارهء درخشان از قطب آسمان جدا شد و گويند ستارهء زهره بود و به زمين نزديك ميآمد تا كه بر بام دولتخانهء امير المؤمنين على و فاطمه ( ع ) فرود آمد فذلك قوله تعالى و النجم اذا هوى و گروهى از منافقان گفتند كه ألا انّ محمدا قد ضلّ على علىّ يعنى محمد در حق على گمراه شد چه منصبى كه در خور او نبود براى او تعيين نمود حق تعالى قسم ياد كرد كه به آن ستاره كه بخانهء او فرود آمد كه .
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ
گمراه نشد مصاحب شما اى اهل قريش يعنى محمد كه به جهت تبليغ رسالت و هدايت كه مصاحبت ميكرد با اهل قريش يعنى از حق عدول نكرد و از اهتدا بضلالة نقل نكرد
وَ ما غَوى
و خطا نكرد در آنچه بشما رسانيد يعنى آن را بصواب گفت و بامر باطل مرتكب نشد و نيز فقيه على بن معازلى كه يكى از مشاهير و كبراى اهل سنت است روايت مىكند باسناد خود از ابن عباس كه من با جمعى از بنى هاشم در مجلس منور حضرت رسالت پناه بوديم كه ناگاه كوكبى نورانى از آسمان جدا شد و هبوط مينمود تا بتدريج به زمين افتاد حضرت فرمود كه نظر كنيد كه اين ستاره در بام سراى كه هبوط و سقوط كرد و در كدام منزل نزول نمود اهل مجلس به تفحص برخاستند ناگاه يكى از محبان امير المؤمنين به حضرت رسالت اخبار كرد كه آن كوكب در منزل خورشيد آسمان ولايت و اختر برج هدايت على بن ابى طالب ( ع ) نزول كرد حضرت از اين صورت بغايت خرم شد و منافقان زبان طعن گشودند آغاز تشنيع آن سرور كردند كه محمد در محبت پسر عم خود غلو مىكند و در آن مبالغه مىنمايد و در طريق محبت و مودت على ضال و گمراه گشته غبار غم بر خواطر مبارك آنحضرت نشسته از اين سخن حق تعالى براى تسكين خواطر مبارك او و تنزيه او از معايب اهل غوايت و ضلالت اين آيه فرستاد عروة بن زبير رواية كرده كه بعد از نزول اين آية عتبه بن ابى لهب گفت به خدا كه محمد را ايذا و آزار رسانم پس بنزد آنحضرت
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 42 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى