تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
عيوب مطلع گردد .
أَمْ تَسْئَلُهُمْ
آيا ميخواهى مر ايشانرا بتبليغ رسالت
أَجْراً
مزدى تا بسبب آن تاوان زده شوند
فَهُمْ
پس ايشان
مِنْ مَغْرَمٍ
از التزام آن تاوان بر خود
مُثْقَلُونَ
گران‌بار شوند و بواسطه آن از اتباع تو روى بگردانند .
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ
آيا نزديك ايشانست آنچه علم غيب در او مكتوب شده مراد لوح محفوظست كه مغيبات در او مندرج است
فَهُمْ يَكْتُبُونَ
پس ايشان بنويسند از آنچه در اوست يا گويند كه امر پيغمبر در امر قيامت و بعث و جزا و حسنات باطل است و اصلى ندارد يا از اينجا بنويسند كه موت محمد كى خواهد بود تا از آن راحت يابند .
أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً
آيا ميخواهند مكر و تدبيرى در بارهء تو مراد مكريست كه در دار الندوة ميكردند با حضرت رسالة صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از قتل و حبس و اخراج
فَالَّذِينَ كَفَرُوا
پس آنان كه نگرويدند
هُمُ الْمَكِيدُونَ
ايشانند كيد كرده شدگان يعنى ايشانند كسانى كه و بال كيد و مكر بر ايشان باز گردد و مقتول شوند در بدر و گرفتار گردند در عذاب ابد و كيد خدا عبارتست از تدبيرى براى اولياى خود تا بسبب آن اعداى خود را مقهور و مغلوب گرداند .
أَمْ لَهُمْ
آيا مر ايشان راست
إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ
معبودى غير از خداى به حق تا يارى ايشان دهد و حمايت نمايد از عذابى كه مكافات مكر ايشانست پس در تنزيه خود ميفرمايد كه
سُبْحانَ اللَّهِ
منزه و پاك است خداى
عَمَّا يُشْرِكُونَ
از آنچه شرك ميآرند بر وى عبده اوثان به جهت فرط عناد و طغيان به قرآن نميگرويدند و بوحدانيت او سبحانه معترف نميشدند و به حضرت رسالت ميگفتند كه پارهء از آسمان بر سرما فرود آر اگر در وعدهء عذاب صادقى حق تعالى در جواب ميفرمايد كه : .
وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ
و اگر به‌بينند پارهء از آسمان را
ساقِطاً
كه فرود آينده باشد بر سر ايشان
يَقُولُوا
گويند از فرط طغيان و محض استكبار كه اين نه قطعهء آسمانست بلكه اين
سَحابٌ مَرْكُومٌ
ابريست بر هم نشسته و چسبنده يعنى عناد ايشان تا غايتيست كه با وجود مشاهده آثار عذاب از كفر باز نه‌ايستند و چون حال ايشان بر اينمنوال است .
فَذَرْهُمْ
پس واگذار و دست بازدار از ايشان و بمكافات كفر و عناد ايشان ارتكاب منماى
حَتَّى يُلاقُوا
تا وقتى كه به‌بينند از روى معاينه
يَوْمَهُمُ الَّذِي
آن روز خود را كه
فِيهِ
در آن روز
يُصْعَقُونَ
هلاك كرده شوند بوقوع صاعقه بر ايشان مراد نفخهء اولى است كه در حين وقوع آن همهء خلايق هلاك شوند .
يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ
آنروزيكه نفع ندهد يعنى باز ندارد از ايشان
كَيْدُهُمْ
مكر ايشان