سورة النجم
احدى و ستون آية مكية ابى بن كعب از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه هر كه اين سوره را تلاوة كند بعدد هر كه تصديق محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرده و هر كه منكر او بوده ده حسنه در نامه اعمال او بنويسند و يزيد بن خليفه از ابى عبد اللّه عليه السّلام رواية كرده كه هر كه در هر روز يا هر شب اين سوره را بخواند در ميان مردمان ستوده شود و در نظر همهء عالميان شيرين گردد و ببايد دانست كه چون او سبحانه ختم سورة الطور فرمود بذكر حضرت رسالت « ص » افتتاح اين سوره نيز بذكر آنحضرت نموده فرمود كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
قسم بستاره چون طلوع كند و بلند برآيد و يا هبوط كند و غروب نمايد چه هوى به دو معنى آمده بنا بر اول مشتق از هوى است و بنا بر ثانى مشتق از هوى بضمها از مجاهد نقل استكه مراد از نجم اسم جنس است يعنى سوگند بستارگان كه موجب زينت آسمانند و راهنماى مسافران در بحر و بر و رجم كنندهاى شياطين از صعود بر آسمان كه و جعلناها رجوما للشياطين و از ابن عباس روايتست كه مراد ثرياست كه نزد طلوع صبح روى بغروب مينهد و نزد بعضى ديگر زهره و گويند مراد آن كواكباند كه در وقت سحر بغروب نزديك ميشوند و آن علامت وقت متهجدان است كه به آن وقت تجهد بشناسند و بعبادات مشغول شوند در خبر است كه على بن الحسين زين العابدين عليه السّلام چون وقت سحر رسيدى بميان سراى آمدى و نظر در آسمان كردى و گفتى بار خدايا ستارههاى آسمانت فرو رفتند و چشمهاى خلقانت در خواب رفتند و آوازهاى بندگانت ساكت شدند و تو آن خدائى كه خوابت نبرد و عامه از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه مراد ستارهء وجود محمديست صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه شب معراج از آسمان فرود آمد يا به بالا رفت و مرويستكه بعد از عروج آنحضرت ابو طالب را گفتند كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از وقت نماز شام خفتن ناپديد شد و پيدا نشد وى تمام شب در تجسس آن بود و هيچ جا او را نمىيافت وام هانى او را در حجره طلب ميكرد و هيچ جا او را نمىيافتند ابو طالب مسلح شده و بنو هاشم را طلب كرد و سوگند خورد كه اگر صباح محمد پيدا نشود همه را بزارى بقتل رساند چون صبح نزديك شد ستارهء قطب از آسمان جدا شد بغايت روشن و هر ساعت به زمين نزديكتر ميشد تا بدر خانهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرود آمد چون نگاه كردند آنحضرت بود فذلك قوله و النجم اذا هوى