يعنى در اثناى شرب آن با يكدگر مخاصمت نكنند و بسخنان لغو و بيهوده تكلم نكنند
وَ لا تَأْثِيمٌ
و نه گناه كار گردانيدن يعنى نه در ميان آن فعلى كه موجب اثم باشند و نه قولى كه بسبب آن بگناه منسوب گردند بخلاف خمر دنيا كه از شتم و عربده و فواحش كه موجب اثم است خالى نيست بلكه عقول اهل بهشت به حال خود باشد و هر چند كه در شرب آب اغراق كنند عقول ايشان زايل نگردد و هيچ اثمى بر آن مترتب نگردد .
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ
و طواف كنند بر گرد ايشان با كأسهاى خمر يا براى خدمت
غِلْمانٌ لَهُمْ
خادمانى كه مخصوص باشند مر ايشانرا بر شكل پسران خوش صورت آفريده شده
كَأَنَّهُمْ
گوئيا ايشان در حسن و صباحت و صفا و لطافت
لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ
مرواريد پوشيدهاند در صدف كه دست هيچكس بدامن ايشان نرسيده باشد و بسبب اسباب خارجى متبدل نگشته - از قتاده نقل است كه كسى از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيد كه خادم چنين است پس مخدوم چگونه باشد فرمود فضل مخدوم چون فضل ماه شب چهارده باشد بر جميع ستارگان و نيز از آنحضرت مرويست كه كمترين اهل بهشت از روى مرتبه كسيست كه خادم خود را بخواند هزار خادم در جواب او بلبيك لبيك لب بگشايند و در رواية آمده كه همچنانكه اهل بهشت از غلمان محظوظ باشند غلمان نيز از خدمت ايشان در كمال التذاذ باشند چه آنجا دار استراحتست نه سراى كلفت و در تبيان آورده كه ذكور اولاد مشركان غلمان اهل جنت باشند و اناث ايشان حور العين و اولاد مؤمنين با پدران خود بر همان هيئتى باشند كه در دنيا بودهاند و اين نقلى غريبست القصه اهل بهشت بر تختهاى زرين در مقابل يكدگر نشسته باشند .
وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ
و روى آرند بعضى از ايشان
عَلى بَعْضٍ
بر برخى ديگر
يَتَساءَلُونَ
در حالتى كه پرسند از يكدگر احوال و اعمال خود را كه موجب اين سعادت شدهاند .
قالُوا إِنَّا كُنَّا
گويند بدرستيكه ما بوديم
قَبْلُ
پيش از اين روز
فِي أَهْلِنا
در ميان اهل خود يعنى بوديم در دنيا
مُشْفِقِينَ
ترسندگان از عذاب و عقاب نيران و بسبب آن بر طاعة رحمن مرتكب شده از عصيان مجتنب ميشديم .
فَمَنَّ اللَّهُ
پس منت نهاد خداى
عَلَيْنا
بر ما بلطف و رحمة و توفيق در طاعة و اجتناب از معصيت
وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ
و نگه داشت ما را از عذاب آتش كه مانند بادى باشد در نهاية گرمى و نفوذ كننده در مسام و گويند كه سموم نام جهنم است .
إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ
بدرستيكه ما بوديم پيش از اين در دنيا
نَدْعُوهُ
ميپرستيديم خداى را باخلاص يا ميخوانديم او را در نجات دادن از آتش جحيم و عذاب اليم پس او اجابة دعاى ما كرد