اجتناب نمودند از معاصى
وَ تَواصَوْا
و وصيت كردهاند يكديگر را
بِالْحَقِّ
بامر ثابت و راست از اعتقاد و عمل كه جايز نباشد عقلا و شرعا انكار آن چون توحيد و طاعة و اتباع كتاب و رسل و زهد در دنيا و رغبت در عقبا
وَ تَواصَوْا
و وصيت نمودند يكديگر را
بِالصَّبْرِ
بصبر بر تحمل مشاق طاعة يا از معصيت ابى بن كعب گفته كه من تفسير اين سوره را از رسول پرسيدم فرمود و العصر سوگند است به آخر روز به آنكه ابو جهل در خسارتست مگر مؤمنان كه عمل صالح كردهاند يعنى اهل بيت من كه على بن أبي طالب است و آل اطهار او عليهم السلام و متابعان ايشان .
سوره الهمزه
تسع آيات مكية ابى بن كعب از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه هر كه اين سوره بخواند خداى تعالى بعدد هر كه استهزا بمحمد و اصحاب او كرده ده حسنه از براى او بنويسد و هر كه در فرائض خود قراءت كند درويشى از آن زايل گردد و روزى بر وى فراخ شود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
آوردهاند كه اخنس بن شريق هميشه غيبت رسول اللّه گفتى در حضور وليد پليد و چون رسول گذشتى به چشم و دست بر او طعنه زدندى حق تعالى در بارهء ايشان فرمود
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ
و اى مر هر غيبت كننده در خفيه و طعنه زننده در مواجهه و نزد بعضى معنى بر عكس است و بر هر تقدير ميفرمايد كه جامع اين صفت .
الَّذِي جَمَعَ مالًا
آنكسيكه گرد كرد مال را
وَ عَدَّدَهُ
و شمرد آن را مرة بعد اخرى يا شماره آن را نگاهداشت به جهت شدت محبت و فرط تعلق او به آن .
يَحْسَبُ
ميپندارد
أَنَّ مالَهُ
آنكه مال جمع كرده و تعديد نموده كه او
أَخْلَدَهُ
جاويد خواهد ساخت او را در دنيا و به جهت اين او را دوست ميدارد و يا پندار او آنست كه حب مال او را از موت غافل خواهد ساخت يا امل او را دراز خواهد گردانيد .
كَلَّا
نچنين است آنكه پندار اوست از تخليد مال او را در دنيا يا حقا كه
لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ
هر آينه انداخته شود در حطمه يعنى در آتشى كه حطم و كسر هر چيزى كند و اين نام دركه ايست از دوزخ .
وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ
و چه دانا گردانيد ترا تا بدانى كه چيست آتشى كه اين خاصيت دارد بعد از آن تفسير آن آتش مىكند .
نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ
يعنى حطمة آتش خداست كه برافروخته شده و هر چه خدا برافروزد ديگرى نتواند كه او را فرونشاند .
الَّتِي
آن آتشى كه
تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ
برآيد و غالب شود بر دلها يعنى