سم بر سنگ زنند و از آن آتش جهد
قَدْحاً
آتش زدنى مراد آنست كه چون سم بر سنگ زنند از آن آتش جهد همچنانكه از آتش زنه آتش زنند .
فَالْمُغِيراتِ
پس سوگند باسبان غارت كننده
صُبْحاً
در وقت سفيده دم مراد راكبان اسبانند كه غارت كنندهء اموال اعداءند و چون سبب غارت كردن عدو اسبانند پس گوييا كه آنها غارت كنانند و اغارت بمعنى سرعة نيز آمده يعنى سوگند باسبان شتاب كننده در رفتار بوقت غارت كردن .
فَأَثَرْنَ
پس برانگيختند به بوقت سفيده دم
نَقْعاً
غبارى در كنار آن قبيله در حين دويدن و شتابيدن .
فَوَسَطْنَ
پس بميان در آمدند
بِهِ
بوقت صبح
جَمْعاً
گروهى را از دشمنان دين كه بنى سليماند جواب قسم اينكه .
إِنَّ الْإِنْسانَ
بدرستيكه آدمى يعنى ابن ابى و تابع او كه اراجيف در ميان مردمان مىافكندند يا مطلق كفار
لِرَبِّهِ
مر پروردگار خود را
لَكَنُودٌ
ناسپاس است حسن گفته كه كنود آنست كه مصايب را بشمرد و نعمت را فراموش كند و در حديث آمده كه الكنود هو الذى يأكل وحده و يمنع رفده و يضرب عبده يعنى كنود آنست كه تنها خورد و عطا ندهد و بنده را زند و فضيل بن عياض گفته كه كنود آنست كه بيك مصيبت همهء نعمتها را فراموش كند .
وَ إِنَّهُ
بدرستيكه آدمى
عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ
بر آنچه مذكور شد هر آينه حاضر است .
وَ إِنَّهُ
و بدرستيكه آدمى
لِحُبِّ الْخَيْرِ
به جهت دوستى مال و گرانى انفاق بر آن
لَشَدِيدٌ
هر آينه سختست يعنى بخيل است و امساك او بنهايت رسيده است پس حق تعالى بر طريق نكير و وعد ميفرمايد كه .
أَ فَلا يَعْلَمُ
آيا پس نميداند آدمى
إِذا بُعْثِرَ
چون برانگيخته و زنده گردانيده شود
ما فِي الْقُبُورِ
آنچه در گورهاست يعنى اموات .
وَ حُصِّلَ
و حاصل كرده و جمع گردانيده شود در صحف يعنى ظاهر سازند در آن
ما فِي الصُّدُورِ
آنچه در سينهاست از خير و شر تا تميز كرده شود آنچه در صدور است از نيك و بد .
إِنَّ رَبَّهُمْ
بدرستيكه پروردگار ايشان
بِهِمْ
بايشان يعنى باقوال و افعال ايشان
يَوْمَئِذٍ
در روز رستخيز
لَخَبِيرٌ
هر آينه آگاه و داناست و معنى علم او سبحانه بايشان در روز قيامت مجازات اوست مر ايشانرا بر مقادير اعمال ايشان .