سورة العلق
تسع عشرة آية مكية ابى بن كعب از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه هر كه اين سوره را بخواند همچنانست كه جميع سور مفصل را خوانده و هر كه در آن روز يا در آن شب بميرد شهيد مرده باشد و چون حق تعالى ختم سورهء و التين باسم سامى خود گردانيد اين سوره را نيز مفتح ساخت باسم خود و فرمود كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ
اكثر مفسران برآنند كه اول چيزى كه بر رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم نازلشد پنج آيه است از اول اينسوره و نزد جمعى سورهء فاتحة الكتاب و نزد بعضى ديگر سورهء مدثره زهرى رواية كرده كه در بداية كار رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم هر خوابى كه ديدى همه در بيدارى واقع شدى و چون تنها بودى ندا به او رسيدى مگر يكروز كه در كوه حرا تكيه زده بود ناگاه جبرئيل بر او ظاهر گشت و گفت ايمحمد مرا به تو فرستادهاند و تو رسول خدائى آنگه گفت اقرء حضرت گفت ما انا بقارئ من خواننده نيستم مرا بگرفت و بيفشرد تا دو نوبت مرا بيفشرد من ترسيدم و تب گرفتم و لرزه بر اعضاى من افتاد بحجرهء خديجه رفتم خديجه جامهء بر سر من افكند من بخفتم ديگر جبرئيل بر من نازلشد و آيهء
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ
آورد و هر گاه جبرئيل بيامدى من خواستمى خود را بيندازم او مرا بگرفتى ورقة بن نوفل را از اين خبر كردم گفت در اينحال خود را مينداز و آنچه گويد ياد گير جبرئيل آمد و گفت انك نبى اللّه اقرء گفتم چه بخوانم گفت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
تا آخر سوره بخواند و گفت بگو لا إله الا اللّه من نزد ورقه آمدم و صورة حال را گفتم گفت مژده باد ترا كه من گواهى مىدهم كه تو آنكسى كه عيسى بن مريم آمدن ترا مژده داد و تو مثل موسى پيغمبر زود باشد كه بجهاد مأمور شوى و در روايت آمده كه آنحضرت فرمود كه جبرئيل از زير پر خود نامهء از حرير بهشت بيرون آورده نزد من انداخت و گفت بخوان من گفتم خواننده نيستم جبرئيل مرا به خود ضم كرد و منضغط ساخت چنان كه نزديك بود بيهوش شوم تا سه نوبت اين صورت واقع شد بعد از آن مرا گذاشته اين آيه بر من خواند كه اقرء باسم ربك بخوان قرآن را در وقتى كه افتتاح كننده باشى يا استغاثه كننده بنام پروردگار خود
الَّذِي خَلَقَ
آنخدائيكه بيافريد همه چيزها را تا خلق كرد آدم را از خاك و فرمود كه .
خَلَقَ الْإِنْسانَ
آفريد آدميان را
مِنْ عَلَقٍ
از خونهاى بسته بعد از آنكه نطفه بودند .
اقْرَأْ
تكرار براى مبالغه است يا اول امر است