يا خلق فرموديم او را مظهرى اتم و اكمل و محلى اعم و اشهر كه حامل امانت الهى و منبع فيض نامنتهائى تواند بود .
ثُمَّ
بعد از آن بسبب عدم شكرگزارى او بر نعمت خلقة قويمهء سويه و صور حسنهء بهيه
رَدَدْناهُ
بازگردانيديم او را در عاقبت امر او
أَسْفَلَ سافِلِينَ
بزيرترين همه فروتران در خلق و تركيب يعنى صور حسنه او را باقبح صورت گردانيديم و خلقت بهيئة او را باسوء خلقة مراد اصحاب دوزخند كه در آخرت بصورة منكره در خلق مستقبحه مخلوق گرداند يا بازگردانيديم او را به زير همه زيرتران از اهل دركات يعنى او را در آخرين در كه دوزخ رد كرديم .
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا
مگر آنان كه گرويدهاند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردهاند كارهاى ستوده و شايسته
فَلَهُمْ
پس مر ايشانراست
أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ
مزدى نابريده و گم ناشده مراد نعم دايمى بهشت است يعنى همچنانكه در جوانى و صحت مزد عبادت ايشان را مىنوشتند در پيرى و ضعف با آنكه عمل نميكنند به همان دستور مزد ايشان ثابتست و از ابن عباس مرويست كه مراد مؤمنان قرآن خوانند كه چون بنهاية پيرى رسند قصور عقل ايشان پيدا شود در آخرت مزد ناكاسته بوى دهند و بر طريق جوانى بعد از آن بر طريق التفات آدمى را خطاب مىكند كه .
فَما يُكَذِّبُكَ
پس چه چيز ترا بتكذيب ميدارد اى منكر بعث
بَعْدُ
پس از ظهور دلايل واضحه
بِالدِّينِ
بروز جزا و حساب چه چيز ترا كاذب گردانيده بسبب دين و انكار بعد از ادله ساطعه .
أَ لَيْسَ اللَّهُ
آيا نيست خداى
بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ
حكم كننده يعنى بتحقيق و يقين كه او احكم الحاكمين است در هر چه كند و فرمايد از تعذيب كفار و غير آن مروى است كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم هر گاه خواندى
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ
گفتى بلى و انا على ذالك من الشاهدين از مقاتل منقولست كه معنى آيه آنست كه اى محمد آيا نيست خدا اقضى القاضين در حكم كردن ميان تو و اهل تكذيب .