تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
سيم حكايت روح اگر هر سه را جواب دهد يا هيچكدام را جواب ندهد رسول نيست و اگر دو را جواب دهد و يكى را جواب ندهد بدانيد كه وى رسول خداست اشراف ايشان برخاستند و نزد پيغمبر آمدند و آن سه مسئله را از او سؤال كردند آنحضرت فرمود من نيز آدمىام مثل شما تا وحى به من نيايد علم به چيزى پيدا نميكنم فردا بيائيد تا جواب شما بگويم و به جهت آنكه حضرت كلمهء انشاء اللّه در عقب آن نگفت تا پانزده روز و بروايتى تا بيست روز و بقول اشهر چهل روز وحى بوى نيامد و آنحضرت بسيار دلتنگ بود و كفار زبان تعرض دراز كردند و گفتند خداى محمد را وا گذاشته و او را دشمن گرفت حضرت از طعن دشمنان بر كوه حرا برآمد و سر بر زمين نهاد و گفت خداوندا تو عالمى كه دشمنان چه ميگويند هنوز سر از سجده برنداشته بود كه جبرئيل آمد حضرت پرسيد كه چرا در اين مدت كه من بغايت مشتاق بودم نيامدى او اين آيه برخواند كه و ما نتنزل الا بامر ربك بعد از آن اين آيه ديگر را كه ولا تقولن لشيء انى فاعل ذلك غدا الا ان يشاء اللّه پس قصهء اصحاب كهف و ذو القرنين را تعليم آنحضرت داد و در جواب سؤال حقيقت روح اين آيه آورد كه يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربى و به جهت رد قول كفار اين سوره بر او نازل ساخت و بضحى و ليل قسم ياد نمود بر اينكه .
ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ
وانگذاشت ترا پروردگار تو و از تو نبريد
وَ ما قَلى
و دشمن نگرفت ترا بلكه تو حبيب و برگزيده خدائى و تا زنده باشى هرگز وحى از تو منقطع نسازد .
وَ لَلْآخِرَةُ
و هر آينه آن سراى ديگر
خَيْرٌ لَكَ
بهتر است مر تو را
مِنَ الْأُولى
از اين سرا يعنى كرامة خداى به تو در آخرت بهتر است از كرامة او در دنيا .
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ
و زود باشد كه بدهد تو را
رَبُّكَ
آفريدگار تو نعم تامه خود را
فَتَرْضى
پس خشنود شوى به آن و اين وعده‌ايست شامل بر جميع آنچه به او عطا فرمايد در دنيا و آخرت حضرت فرمود كه در روز قيامت مرا چندان شفاعت دهند كه گويم حسبى حسبى يعنى بسست و راضى شدم مقرر است كه آنحضرت راضى نخواهد شد كه يكى از امت وى در دوزخ باشد و نيز از امام جعفر صادق عليه السّلام روايتست كه جد من آنزمان راضى خواهد شد كه هيچ موحدى از امت او در دوزخ نماند از ابن عباس روايتست كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه از پروردگار خود پرسيدم و دوست داشتمى كه آن را نپرسيدمى گفتم سليمان پيغمبر را ملك عظيم دادى و فلان و فلان را اين و آن عطا نمودى حق تعالى فرمود كه ايمحمد .
أَ لَمْ يَجِدْكَ
آيا نيافت پروردگار تو
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 315 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى