تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
نيايد و دود نيز بيرون نيايد پس نااميد باشند از راحت و آسايش و دايم معذب به عذاب نيران .

سورة الشمس

خمس و عشرة آية مكية ابى ابن كعب از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه هر كه اين سوره بخواند ثواب كسى داشته باشد كه هر چه شعاع آفتاب و ماه بر او ميتابد در راه خدا تصدق كرده باشد و از ابو عبد اللّه عليه السّلام روايتست كه هر كه سورة الشمس و و الليل و و الضحى و الم نشرح بسيار خواند در روز يا در شب هيچ چيز نزد او حاضر نباشد مگر كه در روز قيامة براى او گواهى دهند از موى و پوست و گوشت و عروق و اعصاب و عظام وى و آنچه زمين آن را برداشته و حق تعالى گويد قبول كردم شهادت شما را و او را از آتش دوزخ نجات دادم ببريد او را بر بهشتهاى من تا هر جا كه اختيار كند داخل شود بدانكه چون حق تعالى اختتام سورة البلد نمود بذكر نار موصده در اين سوره بيان مىكند كه نجات از آن مر كسى راست كه تذكيهء نفس خود كند و به جهت آن تاكيد قسم ياد كرد و فرمود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ الشَّمْسِ
سوگند بآفتاب عالمتاب
وَ ضُحاها
و بروشنى و درخشندگى او در آنوقت كه بلند شود و بموضع چاشت رسد و ضوء او منبسط گردد .
وَ الْقَمَرِ
و به ماه جهان پيما
إِذا تَلاها
چون پيروى كند آفتابرا يعنى در عقب آفتاب طلوع كند و در تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام مذكور است كه ابو بصير از ابو عبد اللّه الحسين عليه السّلام رواية كرده كه مراد بآفتاب حضرت رسالتست صلى اللّه عليه و آله و سلّم كه لمعات نور هداية او تمام عالم را منور ساخت و بقمر امير المؤمنين عليه السّلام است كه كسب نور از آنحضرت نموده و من جميع الوجوه تابع او شده .
وَ النَّهارِ
و سوگند بروز
إِذا جَلَّاها
چون جلا دهد و ظاهر و روشن گرداند آفتاب را در وقت انبساط خود .
وَ اللَّيْلِ
و سوگند بشب
إِذا يَغْشاها
چون به‌پوشاند آفتاب را يعنى روشنائى آن را مستور سازد .
وَ السَّماءِ
و سوگند به آسمان
وَ ما بَناها
و كسى كه آن را بنا كرده قدرت كامل ذاتيه .
وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها
و سوگند به زمين و آن قادر تمام القدرت كه گسترده است آن را و مسطع گردانيده براى مقر بندگان .
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها
و بنفس آدم يا مطلق نفوس و بحكيم غالب الحكمت كه تسويه فرموده اعضاى او را و راست خلقت گردانيده .
فَأَلْهَمَها
پس الهام داده و افهام نموده آن نفس را
فُجُورَها
دروغ و ناپاكى و بىباكى او را
وَ تَقْواها
و پرهيزكارى و نيكوكارى و فرمان بردارى او را يعنى اعلام كرده