و بنجدين ولايت ايشان و بذا مقربه و مسكين كه بعد از اين ميآيد محمد است و على .
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
پس به تكليف درنيامد و شروع نكرد در امر سخت يعنى رنج نكشيد در مخالفت نفس بمجاهده شيطان و بواسطهء اعمال صالحه كه متضمن مشقت و تكلف است بشكر گذارى نعم مذكوره قيام ننمود بعد از آن بجهة تعظيم عقبه ميفرمايد .
وَ ما أَدْراكَ
و چه چيز دانا گردانيد ترا كه
مَا الْعَقَبَةُ
چيست عقبه يعنى تو نميدانى كنه صعوبت آن را بر نفس و كنه ثواب آن را نزد خداى .
فَكُّ رَقَبَةٍ
رهانيدن گرد نيست از بندگى و تخليص آن از رقية .
أَوْ إِطْعامٌ
يا خورانيدن طعامى
فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ
در روز كه خداوند گرسنگى است يعنى در وقتى كه طعام بدشوارى بيابند و بخورند .
يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ
بىپدر را كه خداوند قرابة و خويشست يعنى آن يتيم خويش مطعم بوده باشد .
أَوْ مِسْكِيناً
يا درويشى را كه
ذا مَتْرَبَةٍ
خداوند خاك نشين باشد يعنى پهلو بر خاك نهاده باشد و اين كنايه است از احتياج و تنگدستى و هر كه سير گرداند گرسنه را در روز قحط حق تعالى در روز قيامت در آورد او را از درهاى بهشت كه داخل نشود كسى مگر كسى كه كرده باشد مثل آنچه او كرده و از آن حضرت روايتست كه از چيزهائى كه موجب آمرزش است طعام دادنست به مسلمانان گرسنه .
ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا
پس نبود آن انسان معاند جاحد از آنان كه ايمان آوردهاند
وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
و وصيت كردهاند يكديگر را بشكيبائى در طاعة و دورى از معصيت يا در نصرت دين الهى بر انواع مشقت يا مطلق محن كه بندهء مؤمن به آن مبتلا مىشود
وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ
و وصيت كردهاند ببخشايش و مهربانى بر بندگان خصوصا بر اهل حاجت و ذى قرابة .
أُولئِكَ
آن گروه مومنان كه بصبر و مرحمة يكديگر را وصيت ميكنند
أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ
ياران دست راستند كه از جانب يمين عرش ببهشت درآيند و يا خداوندان يمن و بركت .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و آنان كه نگرويدهاند
بِآياتِنا
بنشانهاى ما يعنى بدلايلى كه نصب كردهايم بر حق از كتاب و حجة ما بآيتهاى قرآن
هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ
ايشانند اصحاب دست چپ كه ايشانرا از جانب شمال عرش بدوزخ برند و يا آنها اهل شآمت و نكبتاند .
عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ
بر ايشانست در دوزخ آتشيكه پوشيده باشد يعنى سر آن دركه كه در آنجا معذب باشند بپوشند و بطبقى آن را مضبوط سازند كه ريحى كه در آن موجب روح و راحت باشد در آنجا در