وَ الْمَلَكُ
و بيايند فرشتگان بعرصهگاه محشر
صَفًّا صَفًّا
صفى از پس صفى بحسب منازل و مراتب از ضحاك منقولستكه در آن روز آسمان متزلزل شود و فرشتگان از منازل خود به زمين نازل شوند و هفت صف شده احاطهء جميع جنيان و آدميان نمايند .
وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ
آورده شود در آن روز جهنم يعنى حاضر كرده شود از پرده حجاب
يَوْمَئِذٍ
در آن روز
يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ
ياد كند آدمى گناهان خود را يا پند گيرد زيرا كه عالم شود بقبح عمل خود و بر آن ندامة خورد
وَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرى
و از كجا باشد او را ياد كردن و يا پند گرفتن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده از حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم كه بعد از نزول اين آيه رنگ روى آن حضرت متغير شد من منشا تغيير را از آن حضرت پرسيدم فرمود كه جبرئيل نزد من آمد و اين آيات بر من خواند و بعد از آن امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه يا رسول اللّه دوزخ را چگونه بيارند رسول فرمود بياورند دوزخ را هفتاد هزار فرشته و بكشند آن را بهفتاد هزار زمام و به اين طريق او را بعرصات درآورند و بروايت ديگر جمرهء از جمرات دوزخ را بهفتاد هزار زمام بمحشر حاضر سازند پس يك شرر از شررهاى او بجهد كه فرشتگان دفع آن نكنند جملهء اهل قيامت را بسوزد و نزد آن حال هيچكس نماند مگر كه نفسى نفسى گويد و من گويم اى پروردگار من امتى امتى بفرياد امت من برس و كافر بر وجه حسرت و ندامت .
يَقُولُ
گويد
يا لَيْتَنِي
كاشكى من
قَدَّمْتُ
پيش ميفرستادم عمل خيرى
لِحَياتِي
براى زندگانى من در اين عالم يا در وقت حياة من در دنيا .
فَيَوْمَئِذٍ
پس در آن روز
لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ
عذاب نكند كسى را مثل عذاب خداى
أَحَدٌ
هيچيك از مردمان .
وَ لا يُوثِقُ
و بند نكند بسلاسل و اغلال هيچكس را
وَثاقَهُ
مانند بند كردن خداى
أَحَدٌ
هيچ يكى پس حق تعالى نزديك موت مؤمن يا در وقت بعث يا در وقت دخول او در جنت به او خطاب كند بكيفيتى كه با موسى در طور خطاب نمود يا به زبان ملكى فرمايد كه .
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
اى نفس آرام گرفته بذكر من و فارغ از غير من كه شاكر بودى در نعمت و صابر در بليه يا ايمن از خوف و حزن و اندوه و غنا از عذاب و عقاب من .
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ
بازگرد بسوى موعد پروردگار خود
راضِيَةً
در حالى كه پسند كننده باشى به آنچه به تو دهند يا شاكر و صابر بودى در دنيا بر آنچه به تو رسيده بود
مَرْضِيَّةً
پسنديده شده نزد خداى بعملى كه كردهء .
فَادْخُلِي
پس درآى
فِي عِبادِي