مترصد گذرندگانست هيچ چيز از او فوت نميشود و از حق تعالى نيز چيزى فوت نميگردد از افعال و اقوال بندگان و همه را بر وفق آن جزا خواهد داد حاصل كه حق تعالى عالم است بافعال بندگان و مريد طاعتست و كاره معصيت از ايشان .
فَأَمَّا الْإِنْسانُ
پس آيا آدمى نميخواهد ايرا و اهتمام ندارد مگر در دنيا و مستلذات آن پس از اين جهت كه
إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ
چون بيازمايد او را پروردگار او بشكر بر نعمة او
فَأَكْرَمَهُ
پس گرامى كند او را بجاه و اقتدار
وَ نَعَّمَهُ
و نعمت دهد او را و معيشت بر او فراخ گرداند و به آسانى كار او بسازد
فَيَقُولُ
پس گويد از روى فرح و سرور
رَبِّي أَكْرَمَنِ
پروردگار من گرامى كرد مرا و با من اين كرامتها فرمود .
وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ
و اما آدمى چون بيازمايد او را پروردگار او بصبر بر درويشى
فَقَدَرَ عَلَيْهِ
پس تنك سازد بر او
رِزْقَهُ
روزى او را
فَيَقُولُ رَبِّي
پس گويد از روى جزع و ناشكيبائى كه آفريدگار من
أَهانَنِ
خوار كرد مرا يعنى گمان برد كه سبب هوان او فقر است و به جهت اين گويد كه خدا مرا به فقر مبتلا گردانيد .
كَلَّا
نچنانست كه آدمى تصور كرده از كرامت بغنا و اهانة به فقر
بَلْ
بلكه فعل شما بدتر است از اقوال شما و دلالت او بيشتر است بر هلاكت شما بمال و آن اينستكه
لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ
گرامى نميداريد طفل بىپدر را و تفقد و دلجوئى او نميكنيد مرويستكه حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم اشاره بسبابه و وسطى كرده فرمود من و كافل يتيم همچون اين دو انگشتيم در انضمام و در دخول بهشت و درجهء آن .
وَ لا تَحَاضُّونَ
و تحريص نميكنيد يكديگر را
عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ
بر دادن طعام بر درويش مراد آنست كه به جهت فرط محبت شما بر حطام دنيا نه يتيم را دلنوازى ميكنيد و نه مسكين را نوازش مينمائيد .
وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ
و ميخوريد مال ميراث را
أَكْلًا لَمًّا
خوردنى كه خداوند جمع است يعنى جميع مالها را از حلال و حرام ميخوريد و هيچ تفرقه نميكنيد ميان آنها و گويند مراد مال ايتام است كه با مالهاى خود خلط ميكردند و ميخوردند .
وَ تُحِبُّونَ الْمالَ
و دوست ميداريد مال را
حُبًّا جَمًّا
دوستى بسيار با حرص و شره و منع حقوق و از بدى عاقبت آن انديشه نميكنيد .
كَلَّا
بازايستيد از اين امر ناشايسته و ياد كنيد تحسر روزى را كه
إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ
چون شكافته شود زمين در آن
دَكًّا دَكًّا
شكستنى بعد از شكستنى يعنى پاره پاره گردد و تلال و جبال او هموار گردد و يا مانند گرد بر هوا پراكنده شود .
وَ جاءَ رَبُّكَ
و بيايد پروردگار تو يعنى ظاهر گردد قدرت و آثار هيبت و سطوت پروردگار تو