را
فَسَوَّى
پس تسويه فرمود خلقان را يعنى راست گردانيد اجزا و اعضاى آن را بر قانون حكمت و آن احكام و اتساق آنست كه دالست بر آنكه خالق عليم و حكيم و قدير است .
وَ الَّذِي قَدَّرَ
و آنخدائى كه تقدير اجناس اشياء و انواع اشخاص و مقادير و صفات و افعال و آجال و ارزاق آن را مقدر ساخت از براى هر حيوانى آنچه صلاح او در آنست
فَهَدى
پس راه نمود او را آشنا ساخت به آنچه از آن منتفع مىشود بطريق الهامات و ارادات همچنانكه طفل را به پستان راه نمود .
وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى
و آنخداييكه بيرون آورد از زمين چراگاه را يعنى برويانيد چيزيرا كه چهارپايان بخورند .
فَجَعَلَهُ
پس گردانيد آن گياه را بعد از سبزى آن
غُثاءً
گياه خشك و خورد و ريزنده
أَحْوى
سياه و تيره و در هر دو حال قوت بهايم است .
سَنُقْرِئُكَ
زود باشد كه بر تو خوانيم قرآن را يعنى جبرييل بامر ما بر تو خواند يا ترا قارى گردانيم بالهام قراءت
فَلا تَنْسى
پس تو فراموش نكنى آن را به جهت قوت حفظى كه به تو ارزانى داشتهايم .
إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
مگر آنچه خواهد خدا كه فراموش نكنى آن را و آنگاهى باشد كه تلاوت آن منسوخ گردد
إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ
بدرستيكه اوست كه ميداند آشكارا از اقوال و افعال شما را
وَ ما يَخْفى
و آن چيزى كه پنهانست در نفس كه آن خوف و نسيانست پس انديشه به خود راه مده كه من حافظ توام از نسيان .
وَ نُيَسِّرُكَ
و آسان گردانيم و توفيق دهيم ترا
لِلْيُسْرى
براى سلوك طريقت كه آن آسانتر و سهلتر است .
فَذَكِّرْ
پس پند ده به قرآن مردمان را
إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى
اگر سود دهد پند دادن .
سَيَذَّكَّرُ
زود باشد كه پند پذيرد
مَنْ يَخْشى
كسى كه بترسد از خدا .
وَ يَتَجَنَّبُهَا
و پهلو تهى كند از موعظه
الْأَشْقَى
بدبختترين يعنى كافرى كه اشقى از فاسق است .
الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى
آنكسيكه شقيست درآيد به آتش بزرك يعنى از آتش دركه جهنم .
ثُمَّ لا يَمُوتُ
پس آن بدبختترين مردمان نميرد
فِيها
در آن نار كبرى تا آسايش يابد
وَ لا يَحْيى
و نه زنده باشد زندگى كه از آن راحت يابد بلكه آن حياة و بال او باشد .
قَدْ أَفْلَحَ
رستگارى يافت
مَنْ تَزَكَّى
آنكه پاك شد از كفر و معصيت .
وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ
و ياد كرد نام پروردگار خود را بدل و زبان
فَصَلَّى
پس نماز گذارد يا رستگار شد كسى كه طهارت كرد