تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
و نقصان و يا از شياطين از ابن عباس منقولستكه لوح محفوظ يك دانه است از در سفيد طول آن از آسمان تا به زمين و عرض آن از مشرق تا مغرب و كنارهاى آن از ياقوت سرخست مرويستكه كه حق تعالى در شبانه روزى سيصد و شصت بار در آن لوح نظر مىكند براى احيا و اماته و اعزاز و اذلال مرويستكه در لوح محفوظ هفت خط نوشته شده دو خط و نيم از براى احوال دنيا و چهار خط و نيم از احوال قيامت از نشر و بعث تا وقت رسيدن ببهشت .

سورة الطارق

سبع عشرة آية و هى مكية ابى بن كعب از پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه هر كه سوره الطارق را قرائت كند حق تعالى بعدد هر ستارهء ده حسنه براى او بنويسد و على بن خنيس از ابو عبد اللّه عليه السّلام نقل كرده كه هر كه قرائت او در فريضه سورهء و الطارق باشد او را در قيامت نزد حضرت عزت جاه و منزلت باشد و از رفقاى انبيا و اصحاب ايشان باشد در جنت بدانكه حق تعالى ختم سورهء البروج نمود بوعيد افتتاح اين سوره نيز مثل آن كرده فرمود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
در كشاف آورده كه در بعضى روايات آمده كه شبى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم با عم خود ابو طالب نشسته بود ناگاه ستارهء بدرخشيد و شعلهء آتش عظيمى از او ظاهر شد ابو طالب بترسيد و گفت اين چه چيز است حضرت فرمود كه اين ستارهءايست كه ديو را از آسمان ميراند فى الحال جبرئيل نازلشد و اين سوره را آورد .
وَ السَّماءِ
سوگند به حق آسمان كه در غايت ارتفاع و عظمت است
وَ الطَّارِقِ
و سوگند بستارهء ظاهر شونده و رونده در شب .
وَ ما أَدْراكَ
و چه چيز دانا كرد ترا تا بدانى كه
مَا الطَّارِقُ
كه چيست طارق .
النَّجْمُ الثَّاقِبُ
ستارهء درخشندهء فروزان چون شعلهء كه از غايت درخشندگى گوئيا ثقب ميكنند تاريكى شب را يا در آن نفوذ مىكند يا شهب ثاقبه كه رجم شياطين مىكند جواب قسم آنكه .
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ
نيست هيچ نفس
لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ
الا كه بر او نگهبانست و آن حق تعالى است
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيباً
يا فرشته كه نگاه ميدارد قول و عمل او را و از حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم مرويستكه صد و شصت فرشته بر هر بندهء موكلند كه آفات و بليات و شر شياطين را از او دفع ميكنند .
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ
پس بايد كه نظر كند آدمى يعنى هر كه منكر بعث و نشور است بايد كه در نگرد در اصل ايجاد خود كه