تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ
پس مهلت ده كافرانرا و تعجيل مكن در نفرين كردن بر مشركان و استعجال منما در طلب هلاكت ايشان
أَمْهِلْهُمْ
فرو گذار ايشانرا
رُوَيْداً
فرو گذاشتنى اندك يعنى به زودى همه هلاك خواهند شد و اين يا در قيامتست يا در روز بدر ابو عاصم روايت كرده كه رسول را ديدم در مشربهء بنى ثقيف بر كمانى تكيه زده بود و اينسوره ميخواند من ياد گرفتم و بجماعتى از ثقيف بگذشتم قومى از قريش مرا گفتند از مسجد چه شنيدى اينسوره را برخواندم ثقيفيان گفتند چنان مينمايد كه اينمرد صادق القولست و آنچه ميگويد از نزد خداست قريشيان از روى عناد و استكبار گفتند ما صاحب خود را به از شما مىشناسيم اگر ميدانستيم كه حق است متابعتش ميكرديم .

سورة الاعلى

تسع و عشرة آية مكية ابى بن كعب از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه اينسوره را بخواند حق تعالى بعدد هر حرفى كه بر ابراهيم و موسى و من كه محمدم انزال فرموده حسنهء در نامهء اعمال او بنويسد و از امير المؤمنين على عليه السّلام منقولست كه پيغمبر اين سوره را دوست ميداشت و ميگفت كه اول كسى كه سبحان ربى الاعلى گفت ميكائيل بود كه چون عرش خدا را با عظمت و طول و عرض ديد به سجده افتاد و اين تسبيح را در آن سجده گفت و از ابن عباس روايتست كه رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم چون اين سوره را بخواندى فرمودى سبحان ربى الاعلى و بحمده و حضرت از جبرئيل پرسيد كه ثواب گوينده اين تسبيح در نماز و غير آن چه باشد گفت بندهء كه بگويد سبحان ربى الاعلى و بحمده حق تعالى گويد گواه باشيد ايملائكه كه من او را آمرزيدم و چون بميرد ميكائيل زاير وى باشد و ببايد دانست كه چون حق سبحانه ختم سورهء مذكوره نمود بذكر وعيد و تهديد كفار افتتاح اين سوره كرد بصفات عليه و قدرت باهرهء خود بر هر چه اراده نمايد و فرمود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى
تنزيه كن اسم پروردگار خود را كه برتر است آن نام و منزه از هر چه صحيح نيست اطلاق آن بر آن مانند حمل آن بر جبر و تشبيه و غير آن بلكه اسماء او را استعمال كن در معانى كه لايق او باشد مثل آنكه تفسير نمائى اعلى را بعلوى كه بمعنى قهر و اقتدار است نه بمعنى علو در مكان و ذكر او كنى بر وجه خشوع و تعظيم و اعتقاد نه بطريق استهزاء و يا اعلى صفت رب باشد يعنى خداوندى كه رب باشد و برتر است از روى اقتدار و قدرة و قهر كه هيچ چيز از او اقدر نيست بلكه همه در تحت قهر و قدرت اويند يا برتر است از مشابه باعراض و اجسام و جواهر .
الَّذِي
آنخدائيكه
خَلَقَ
بيافريد همه چيزها