تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
مِمَّ خُلِقَ
از چه چيز آفريده شده .
خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ
آفريده شده است از آبى جهنده و ريزنده در رحم يا آبيكه صاحب آن ريزاننده آنست در رحم .
يَخْرُجُ
بيرون ميآيد آن آب
مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ
از ميان پشت مردان
وَ التَّرائِبِ
و از استخوان سينهء زنان كه نزديك بقلاده است يعنى محل كشيده شدن منى از اعضاى صلب و ترائب است .
إِنَّهُ
بدرستيكه خداى تعالى آفرينندهء ايشانست از نطفه
عَلى رَجْعِهِ
بر بازگردانيدن او يعنى بر اعادهء او در روز بعث و نشور
لَقادِرٌ
هر آينه تواناست مقاتل گفته كه معنى آنست كه قادر است بر بازگردانيدن آدمى را از پيرى بجوانى و از جوانى بطفلى و از طفلى بنطفه و نطفه بصلب و ترائب و قول اول اصح است پس خداى تعالى قادر است بر اعاده و رجع آدمى .
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
در روز كه آزموده شود نهانيها يعنى ظاهر كرده شود كه مخفيات ضماير و عقايد و نيات تا طيب از خبيث متميز گردد يا فرايض اعمال ظاهر كنند چون روزه و غسل جنابت و وضو كه كسى بر آن اطلاع نداشته باشد و مكلف به عمل آن قائل بوده و نكرده .
فَما لَهُ
پس نباشد مر او را كه منكر بعث و نشورند و فاعل معاصى و شرور
مِنْ قُوَّةٍ
هيچ توانائى در نفس او تا عذاب را از خود بازدارد
وَ لا ناصِرٍ
و نه يارى كه بمدد كارى او عقاب را از خود رفع نمايد و بعد از آن از براى تاكيد قسم ديگر ياد مينمايد كه .
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ
و سوگند به آسمان كه خداوند بازگرديدنست يعنى بازگردنده است .
وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ
و سوگند به زمين كه خداوند شكافتن است يعنى شكافته مىشود از آن نباتات بيرون مىآيد و چشمها روان ميگردد جواب قسم اينكه .
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ
بدرستيكه قرآن هر آينه سخنى است جدا كننده ميان حق و باطل يا قول ببعث قوليست مقطوع به كه هيچ شبهه در آن نيست و قول اول از امام جعفر صادق عليه السّلام منقولست .
وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
و نيست آن بازى و باطل و سخريه و افسانه پس حق وى آنست كه در صدور مهيب باشد و بعد از آن از حال مشركان خبر ميدهد كه .
إِنَّهُمْ
بدرستيكه معاندان قريش
يَكِيدُونَ كَيْداً
مكر ميكنند مكر كردنى در ابطال امر خدا و اطفاء نور حق و گويند اين آيه اخبار است قبل از وقوع آن حق تعالى خبر داده كه كفار مكه خواهند كرد به پيغمبر در دار الندوة .
وَ أَكِيدُ كَيْداً
و جزا ميدهيم مكر ايشان را باستدراج جزا دادنى مناسب آن مكر و انتقام كشيدن از ايشان از جائى كه هيچ گمان نداشته باشند .