بدين ماست و مأمور بامر ما بايد كه بيك طرف رود و هر كه بدين آن جماعتست خود را در اين آتش اندازد پس اهل ايمان دست يكديگر را گرفتند و خود را در آتش انداختند زنى مؤمنه با كودك يك ماههء نزد آن آتش آمد و خواست كه خود را در آتش اندازد دلش بر كودك بسوخت و خواست كه برگردد كودك گفت اى مادر مترس و مرا و خود در اين آتش انداز كه اين مشقت در راه خدا اندك است زن خود را با آن كودك در آتش انداخت و حق تعالى مجرمانرا هدف تير لعنت كرده فرمود كه
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
يعنى ملعون گشتند اصحاب گودىها كه آن .
النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ
آتشى بود خداوند هر چيزى كه به آن افروخته ميشد .
إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ
در وقتى كه ايشان بودند در كنار حفرهاى آتش نشستگان براى القاى اهل ايمان در آن .
وَ هُمْ
و اعوان ملك
عَلى ما يَفْعَلُونَ
بر آنچه ميكردند
بِالْمُؤْمِنِينَ
بگرويدگان
شُهُودٌ
گواهى دهندگان بودند نزديك ملك و بعضى گواهى ميدادند كه ايشان تقصير نكردند در آنچه ملك بايشان امر كرده بود يا ملك و اصحاب او شاهد بودند به آنچه با مؤمنان ميكردند .
وَ ما نَقَمُوا
و انكار نكردند اصحاب اخدود
مِنْهُمْ
از مؤمنان چيزيرا يا كراهت نداشتند از ايشان و عيب نكردند ايشان را به چيزى
إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا
مگر آنكه ميگرويدند
بِاللَّهِ الْعَزِيزِ
بخداى غلبه كننده كه از عقاب او بايد ترسيد
الْحَمِيدِ
ستوده برحمة و مثوبة او اميدوار بايد بود .
الَّذِي لَهُ
آن خدائى كه مر او را ثابتست
مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
پادشاهى آسمانها و زمينها
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
و خداى بر همه چيزها از افعال و اقوال مؤمن و كافر و غيره
شَهِيدٌ
گواهست و عالم به آن و كسى كه متصف به اين صفات باشد مستحق آنست كه بوى ايمان آرند نه آنكه در حق او كافر شوند و كفران پيش گيرند .
إِنَّ الَّذِينَ
بدرستيكه آنان كه
فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ
در فتنه انداختند مردان و زنان گرونده را يعنى ايشانرا به عذاب آخرت گرفتار كردند
ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا
پس بازنگشتند به خدا و از كفر توبه نكردند
فَلَهُمْ
پس مر ايشانراست
عَذابُ جَهَنَّمَ
عذاب دوزخ
وَ لَهُمْ عَذابُ الْحَرِيقِ
و مر ايشانراست عذاب آتش سوزان يعنى آتش عظيم غير از آتش جهنم چنانچه در روايت آمده كه در وقتى كه مؤمنين را باخدود انداختند آتش از آن ارتفاع يافت به مقدار چهل گز بديشان احاطه كرد و همه را بسوخت .