تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى
پس بدرستيكه دوزخ جاى اوست .
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ
و اما هر كه ترسيده باشد از ايستادن نزد پروردگار خود يعنى در موقف عقاب رب الارباب
وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى
و نهى كرده باشد و بازداشته نفس اماره خود را از آرزوى آن يعنى از تمناى حرام و ناشايست .
فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
پس بهشت آرامگاه اوست از مقاتل نقل استكه اين آيه در شأن كسيست كه قصد معصيتى كند در خلوت و بدان قادر بود پس خلاف نفس نموده از خدا ترسد از آن عمل دست بازدارد بعد از وعد و وعيد خطاب برسول كرده ميفرمايد كه .
يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها
ميپرسند از تو اى محمد از روز رستخيز كه كى باشد اقامة آن يعنى در چه زمان خدا قيامت را قايم گرداند .
فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها
در چه چيزى تو از ياد كردن آن وقت از براى امة و بيان كردن براى ايشان يعنى علم قيامت به تو تعلق ندارد و تو را در آن دخلى نيست .
إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها
بسوى پروردگار تست موضع نهاية علم قيامت و هيچكس ديگر را بر آن گاهى نيست مرويستكه كفار قريش از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به علم وقوع قيامت اقتراح مينمودند حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بجهة اين پيوسته ذكر قيمة ميكرد و از حق تعالى سؤال مينمود حق تعالى فرمود كه اى محمد تو از دانستن قيامت بر چه چيزى يعنى علم آن حق تو نيست از آن سؤال مكن پس به جهت قطع طمع مردمان از اين علم ميفرمايد كه .
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها
جز اين نيست كه تو بيم كنندهء آنكسى كه بترسد از قيمة يعنى تو مبعوث نشدهء براى آنكه وقت قيمة را اعلام ايشان نمائى چه هيچ فايدهء در ضمن آن نيست بلكه جز اين نيست كه مبعوث شدهء بر ايشان به آنكه انذار ايشان كنى از اهوال آن تا از آن بترسند .
كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها
گوئيا كه كفار مكه روز كه به بينند قيامة را كه از آمدن آن ميپرسند
لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها
درنگ نكرده‌اند در دنيا يا در قبر مگر شبانگاه يا روزى يا چاشت يعنى از اهوال آن روز چنان پندارند كه نبوده‌اند در دنيا مگر شبانگاهى يا چاشت گاهى .