نشود باسلام چه بر تو همين ابلاغست و بس پس چه باعث حرص تو شده بر اسلام مستغنى تا بسبب آن اعراض ميكنى از آنكس كه اسلام آورده .
وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى
و اما آنكه آمد به تو در حالتى كه ميشتابد در طلب علم يعنى ابن مكتوم .
وَ هُوَ يَخْشى
و او ميترسد از خداى يا از اذيت كفار بسبب آمدن نزد تو يا خائف است از آنكه مبادا به جهت عمى بسر درآيد و اعضاى او نقصان پذيرد .
فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى
پس تو از او مشغول ميشوى يعنى از او اعراض مينمائى مراد آنست كه مثل تو را سزاوار نيست كه از براى مستغنى متصدى شود و از فقير متلهى گردد و منقولست كه جبرئيل آيهء مذكوره را بر آن حضرت ميخواند و بشرهء مبارك وى متغير ميشد و در لباب آورده كه بعد از اين آيه نرگس ديدهء آن جويبار رسالت بىآب و تاب شده و بمثابهء ديدهء آن نور ديده پر آب شد كه در وقت مشى راه نميديد و در خبر است كه سيد عالم صلى اللّه عليه و آله و سلّم در عقب ابن ام مكتوم روان شد و او را بازگردانيد و به مسجد آورد و رداى مبارك خود را بگسترانيد و او را بر سر او نشاند و به او انواع تلطف فرمود و آنچه كمال تعظيم بود مرعى داشت و بعد از آن هرگاه ويرا ديدى گرامى داشتى و گفتى مرحبا به من عاتبنى فيه ربى هل لك من حاجة خوش آمدى اى آنكسكه پروردگار من عتاب كرد مرا در بارهء تو هيچ حاجتى دارى و دو بار او را در مدينه خليفهء خود كرد در وقتى كه بغزا ميرفت و مرويستكه آن حضرت بعد از اين آيه هرگز به روى هيچ فقيرى روى ترش نكرد و از براى هيچ غنى تصدى نفرمود و نزول اين آيه بر آن حضرت به جهت آنست تا او بر محاسن اخلاق متخلق شود و متنبه شود بر عظم حال مؤمن و بدانكه تاليف حال مؤمنى كه بر ايمان خود ايستاده باشد اولى است از تاليف مشرك به جهت طمع در ايمان آوردن او .
كَلَّا
منزجر شو از عبوس و تولى و تلهى و تصدى
إِنَّها تَذْكِرَةٌ
بدرستيكه آيات قرآنى پنديست مر خلقان را يعنى واجب است متعظ شدن به آن و عمل كردن بموجب آن .
فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ
پس هر كه خواهد حفظ كند آن را و آن را فراموش نگرداند چه زمام اختيار در قبضهء اقتدار اوست و اين قرآن كه تذكره است ثابت است .
فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ
در صحيفهاى نوشته شده در لوح محفوظ يا در صحف انبياء گرامى كرده شده نزد خداى .
مَرْفُوعَةٍ
برداشته شده در آسمان هفتم يا بلند قدر
مُطَهَّرَةٍ
پاكيزه كرده شده از دناءس انجاس يا از آلايش شياطين چه مس آن نميكند مگر دستهاى مطهرين كه ملئكهاند .
بِأَيْدِي سَفَرَةٍ
بدستهاى نويسندگان يعنى فرشتگان كه آن را نوشتهاند فضيل بن يسار نقل كرده كه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود كه مراد حافظان قرآنند و عالمان آن و نزد بعضى مراد