تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
خواهند كرد .
أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً
آيا چون گرديم استخوانهاى كهنه نزديك به خاك شدن كه ما را مبعوث گرداند .
قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ
گفتند از روى استهزا كه اگر چنين باشد آن باز گشتن آنهنگام بازگشتى باشد خداوند خسران با اصحاب آن زيانكار باشند همچون تاجرى كه راس المال درباخته باشد يعنى بطريق سخريه و استهزا گفتند اگر قيامت متحقق شود ما را رجوع بحشر باشد پس زيانكاران باشيم چه پيوسته تكذيب آن كرده‌ايم حق تعالى در جواب ميفرمايد كه استحقار مكنيد بوقوع قيامت كه نزد قدرت ما در كمال آسانيست .
فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ
پس جز اين نيست كه آن يك فرياد است يعنى دميدن اسرافيل است كه همهء خلايق به آن زنده شوند مراد نفخهء ثانيه است .
فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ
پس آنگاه ايشان به روى زمين سفيد و هموارى باشند كه زمين محشر است يعنى همه بر روى آن محشور شوند از وهب نقل است كه ساهرة زمينيست نزديك بيت المقدس در حوالى جبل و محشر آنجا خواهد بود و خداى تعالى آن را گشاده گرداند چندانكه خواهد و برواية قتاده ساهره از اسماى جهنم است بعد از آن حق تعالى به جهت تهديد كفار قريش بر تكذيب حشر و پيغمبر و تسليهء حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم خبر ميدهد از وقوع عذاب بر امت موسى كه اعظم ايشان بودند در شوكت و حشمت و جسامة به جهت تكذيب و انكار ميفرمايد كه .
هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى
آيا آمد استفهام براى تقرير است يعنى بتحقيق آمد به تو سخن موسى .
إِذْ ناداهُ رَبُّهُ
وقتى كه بخواند موسى پروردگار خود را
بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً
به وادى پاكيزه كه آن وادى طور است و مضمون ندا اين بود كه .
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى
برو ايموسى بسوى فرعون بدرستى كه او از حد درگذشته است از تكبر و عتو .
فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى
پس بگو مر او را از روى تلطف و مدارا آيا مر تو را هست ميل و رغبتى بسوى آنكه پاك شوى يعنى آيا سر آن دارى كه از دنس شرك و عصيان و لوث كفر و طغيان پاكيزه گردى و بكلمهء طيبهء لا إله الا اللّه ترنم نمائى .
وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى
و آيا رغبت دارى به اين كه راه نمايم تو را بشناختن پروردگار خود پس بترسى از عذاب او و حذر كنى از سركشى و نافرمانى آيه دالست بر نهاية لطف او سبحانه نسبت ببندگان چه هر گاه لطف او بكسيكه همهء عمر چهار صد سال دعوى خدائى كرد به اين مرتبه باشد كه موسى را گويد باوى سخن نرم گوى و نسبت به او لطف و مدارا مرعى دار پس نسبت به دوستان در چه مرتبه خواهد بود پس موسى بفرمان حق تعالى نزد فرعون رفت و تبليغ رسالت فرمود
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 270 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى