تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
بال خود را گشاده نگه كردم نوشته بود لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه على ولى اللّه و باقى احاديث در اين باب حواله بمنهج الصادقين است و مؤيد اين قولست نزول اين سوره در حق اهل بيت باجماع اماميه و جمهور سنيه چنان كه بعد ازين مذكور شود .
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ
بدرستى كه ما آفريديم آدميرا
مِنْ نُطْفَةٍ
از آبى اندك كه منى است و بنا بر آنكه مراد يا آدم يا امير المومنين على است عليه السّلام از انسان پس ضمير خلقنا محمول بر عموم خواهد بود و اگر چه بر خصوص وارد شده و اگر مراد اسم جنس باشد معنى آن خواهد بود كه ما آدميان را در اول حال كه نطفه و عناصر بودند و هيچكس از مخلوقات سماوى و ارضى ايشانرا بعنوان انسانية ذكر نميكرد پس ايشانرا از نطفه ايجاد فرموديم و به حد انسانية رسانيديم و چون منى هر يك از مرد و زن مختلف الاجزاء است در رقت و قوام چه هر عضوى از آن ماده عضوى مخصوص مىشود از اين جهت نطفه را با آنكه مفرد است بجمع صفة فرمود كه
أَمْشاجٍ
يعنى از جزؤهاى منى كه آميخته شده‌اند بهم و يا مراد بامشاج طباع است از حرارة و برودت و رطوبة و يبوست كه حق تعالى آنها را در نطفه ايجاد فرموده پس حاصل معنى آنست كه آفريديم آدمى را در حالتى كه اراده كرديم كه
نَبْتَلِيهِ
بيازماييم او را مراد تكليف است كه صورة امتحانست
فَجَعَلْناهُ
پس گردانيديم او را
سَمِيعاً بَصِيراً
شنوا و بينا تا ممكن باشد بر مشاهده دلايل و استماع آيات يعنى به جهت آنكه اراده ابتلاى او را داشتيم سمع و بصر را به او داديم .
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ
بدرستى كه ما نموديم او را راه راست بنصب ادله باهره و انزال آيات بينه بعد از اعطاى سمع و بصر كه آلت ادراك آنهاست
إِمَّا شاكِراً
در حالتى كه يا با سپاس است يعنى مؤمن و موحد است
وَ إِمَّا كَفُوراً
و يا ناسپاس يعنى كافر جاحد مراد آنست كه هداية ما مخصوص نيست باهل ايمان بلكه به همه مردمان نصب ادله كرده‌ايم .
إِنَّا أَعْتَدْنا
بدرستى كه ما آماده كرده‌ايم
لِلْكافِرِينَ
براى ناگرويدگان
سَلاسِلَ
زنجيرهائى كه ايشانرا بدان بدوزخ كشند
وَ أَغْلالًا
و غلهاى كه بر گردن ايشان نهند
وَ سَعِيراً
و آتش افروخته كه در آن هميشه سوزند پس ذكر احوال ابرار مىكند .
إِنَّ الْأَبْرارَ
بدرستى كه نيكوكاران كه مؤمنان فرمان بردارند
يَشْرَبُونَ
آشامند در آخرت
مِنْ كَأْسٍ
از جام خمرى كه
كانَ مِزاجُها كافُوراً
باشد كه آنچه مزج كنند به آن كافور مراد كافور بهشت است كه بر خلاف كافور دنياست و مرويست كه كافور