تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
رسيد كه من اسيرىام از اسيران محمد و گرسنه‌ام مرا طعامى دهيد تا حق تعالى شما را از خان جنان حظى كامل و نصيب شامل ارزانى فرمايد شاه اولياء قرص خود را داد و فاطمه و حسن و حسين نيز قرصهاى خود را به آن اسير بخشيدند و در آن شب نيز به آب افطار كردند روز چهارم سرور اوليا دست حسن و حسين گرفته به خدمت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم رفت آن دو نور ديده زهرا از جوع و ضعف ميلرزيدند چون چشم مبارك حضرت رسالت بايشان افتاد فرمود يا ابو الحسن اين معصومان چه حال دارند كه چنين ضعيف و ناتوان شدند شاه اولياء صورة حال بعرض سرور انبياء رسانيد آن حضرت بجانب خانه فاطمه روان شد و چون بحجره طاهره زهرا درآمد ديد كه فاطمه در مصلاى خود بعبادت مشغولست و از بىقوتى و گرسنگى شكم او به پشت چسبيده پس آن حضرت چون قرة العين خود را به آن حالت ديده آه از روان مباركش برآمد و گفت وا غوثاه يا اللّه اهل بيت محمد يموتون جوعا اى پروردگار عالم اهل بيت پيغمبر تو از گرسنگى بخواهند مرد پس جبرئيل در رسيد فرمود اى محمد بگير اين را و خوش باش به آن كرامتى كه خداى تعالى در حق اهل بيت تو فرموده است و سوره هل اتى را تا آخر به حضرت رسالت پناه تلاوة فرمود حاصل كه رفعت درجه و مزيت كه اهل بيت راست آنست كه .
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ
وفا كنند بنذرى كه در او طاعة كنند و آن سه روز روزه داشتن بود براى وفاى نذرى كه كرده بودند در بيمارى امام حسن و امام حسين عليه السّلام
وَ يَخافُونَ
و ميترسند
يَوْماً كانَ شَرُّهُ
از روزى كه هست بدى او يعنى شدة و هول آن
مُسْتَطِيراً
فاش و آشكارا و به همه اهل عصيان و طغيان رسيده و يا بجميع اقطار منتشر گشته .
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ
و ميدهند خوردنى را
عَلى حُبِّهِ
بر دوستى خدا
مِسْكِيناً
درويش بىمايه را
وَ يَتِيماً
و خرد بىپدر را
وَ أَسِيراً
و اسيرى را كه بدار الحرب گرفته‌اند و در حديث آمده كه هيچ مسلمانى مسلمان گرسنه را طعام ندهد الا كه حق تعالى او را از ميوه بهشت طعام كرامت فرمايد و اگر تشنهء را آب دهد حق تعالى او را از شراب رحيق سيراب گرداند و بعد از آن حق تعالى از خلوص نيت ايشان خبر ميدهد كه .
إِنَّما نُطْعِمُكُمْ
جز اين نيست كه ميخورانيم شما را اى اهل استحقاق اين طعامها را
لِوَجْهِ اللَّهِ
براى رضاى خدا
لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً
نميخواهيم از شما پاداش و مكافاتى بر آن
وَ لا شُكُوراً
و نه شكر گذارى چه در احسان منت نهادن و توقع جزا كردن ثوابرا بكاهاند بلكه اطعام شما به جهت اينست .
إِنَّا نَخافُ
بدرستى كه ما ميترسيم
مِنْ رَبِّنا
از