محمد بر تا او را خوش آيد گفتم بخداى كه خدا ترا دشمنتر دارد كه محمد تو را و اللّه كه به غير از شمشير خود ترا نكشم و سر تو را از بيخ ببرم تا از همه كس حقيرتر باشى پس گفت سرش را ببريدم و خواستم كه بردارم قوة نداشتم ريسمانى بر سرش بستم و مىكشيدم تا بنزديك رسول خداى آوردم حضرت مرا ببهشت بشارة داد و خدايرا شكر كردم و فرمود كه هر امتى را فرعونى بوده است و فرعون امت من ابو جهل بود و بعد از ذكر تهديد و وعيد بر سبيل انكار ميفرمايد .
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ
آيا ميپندارد آدمى يعنى ابو جهل يا جنس كافران
أَنْ يُتْرَكَ
آنكه وا گذاشته شود
سُدىً
در حالتى كه مهمل و معطل و ضايع باشد به دنيا پس تقرير حجة ديگر ميفرمايد بر كمال قدرة خود .
أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً
آيا نبوده است آدمى قطرهء آبى
مِنْ مَنِيٍّ
از منى كه ريخته مىشود در رحم
يُمْنى
.
ثُمَّ كانَ عَلَقَةً
پس بوده است خون بسته
فَخَلَقَ
پس تقدير كرد براى وى زمانى در رحم يا آفريد اعضاى باطنه و ظاهره و حقيقت او را در شكم
فَسَوَّى
پس راست گردانيد او را باعتدال قامت و حسن صورة و كمال قدرة يا تسويه فرمود هر جارحه را براى عملى كه مختص به آنست .
فَجَعَلَ مِنْهُ
پس گردانيد از آدمى
الزَّوْجَيْنِ
دو صنف را
الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى
نر و ماده كه تناسل از او حاصل مىشود .
أَ لَيْسَ ذلِكَ
آيا نباشد آنكه چنين ايجاد فرمايد
بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى
توانا بر آنكه زنده گرداند مردگانرا يعنى هر كسكه قادر باشد بر ابداء قادر خواهد بود بر احيا و بعث چه هر كه توانا شد بر اينكه نطفه را علقه سازد و علقه را مضغه و مضغه را بلحم و عظام پس تسويه آن نموده حياة بخشد و حواس خمس و اعضاى شريفه كه هر يك را از آن فايدهء هست كه آن ديگر را نيست كرامت فرمايد و تقدير ذكر و انثى نمايد كه منشاء تناسل است هر آينه قادر خواهد بود بر اعاده آن بعد از موت براى مجازات اعمال و مكافات افعال از ابن عازب روايتست كه چون آيه نازل شد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود ( سبحانك اللهم بلى ) و اين روايت از صادقين عليهما السلام نيز روايتست .