تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
پروردگار خود
يَوْماً عَبُوساً
در روزى ترشى يعنى از عذاب روزى كه در آن روز رويها ترش گردد به جهت شدة اهوال يا روزى كه مانند باشد بشير خشمناك در اضرار
قَمْطَرِيراً
روزى در غاية سختى و كراهة كه بسبب آن مردمان روى خود را بسيار در هم كشند كه .
فَوَقاهُمُ اللَّهُ
پس نگاه دارد خداى ايشانرا
شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ
از بدى آن روز يعنى از اهوال و شدايد
وَ لَقَّاهُمْ
و پيش آرد ايشانرا يعنى بدهد بايشان بدل عبوس كفار و حزن فجار
نَضْرَةً
نضارة و تازگى و گشاده‌روئى و خوب روئى
وَ سُرُوراً
و فرح و شادى در دل .
وَ جَزاهُمْ
و پاداش دهد ايشانرا
بِما صَبَرُوا
بسبب صبر كردن ايشان بر اداى واجبات و اجتناب محرمات و ايثار طعام
جَنَّةً
بوستانهاى مملو از اثمار و ساير اطعمه و اشربه كه از آن خورند
وَ حَرِيراً
و جامه ابريشم بهشت كه پوشند .
مُتَّكِئِينَ
در حالتى كه تكيه زدگان باشند
فِيها
در آن بهشت
عَلَى الْأَرائِكِ
بر تختهاى آراسته به طلا و نقره و انواع جواهر و يواقيت
لا يَرَوْنَ فِيها
نه بينند در بهشت
شَمْساً
آفتابرا يعنى گرما را نيابند
وَ لا زَمْهَرِيراً
و نه سرما را مراد آنست كه هواى بهشت معتدل بود از ابن عباس مرويست كه روزى اهل بهشت روشنائى زياده از عادة بينند گويند بار خدايا نه ما را وعده دادى و فرمودى كه لا يرون فيها شمسا و لا زمهريرا اين نور آفتاب چيست خطاب آيد كه اين نور آفتاب نيست بلكه سيد اوصيا با فاطمه زهرا عليهم السلام لطافتى كرده خنديده‌اند و اين نور از اثر دندان ايشانست كه بر روشنى بهشت غلبه كرده .
وَ دانِيَةً
و پاداش دهد ايشانرا بهشتى ديگر غير از بهشت اول كه نزديك بود
عَلَيْهِمْ ظِلالُها
بر ايشان سايه‌هاى درختان آن
وَ ذُلِّلَتْ
و رام كرده شود
قُطُوفُها
ميوه آن
تَذْلِيلًا
رام كردنى يعنى آسان بود چيدن آن .
وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ
و گردانيده مىشود بريشان
بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ
جامهاى خرد دسته‌دار كه نقره باشد
وَ أَكْوابٍ
و جامهاى بزرگ بىدسته
كانَتْ قَوارِيرَا
كه باشد مانند آبگينها در صفا و لطافة .
قَوارِيرَا
آن اوانى و اكواب
مِنْ فِضَّةٍ
از نقره مخلوق شده باشد پس آنچه درو داخل باشد از خارج آن توان ديد
قَدَّرُوها
اندازه كنند بهشتيان آن ظرفها را در مقادير و اشكال بمقتضى آرزوى خود يا اندازه نمايند ساقيان آن ظرفها را فراخور هواى ايشان
تَقْدِيراً
اندازه كردنى يعنى هر كس را فراخور حوصله او جامى دهند كه بدان سيراب گردند و در آن