تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
يعنى مستغرق در مطالعه مثوبات جليله كه حق تعالى بايشان كرامت كرده باشد و چون بدلايل عقليه و براهين نيره رؤية حق تعالى محالست چنانچه در كتب كلاميه مبرهن شده پس مراد نگريستن باشد برحمت خداى كه مراتب عليه و درجات عاليه است نه نگريستن بذات خدا و تفصيل و تبيين اين مبحث و اجوبه از طرف اشاعره در جواز رؤية و اثبات عدم رؤية او در دنيا و آخرت بدلايل واضحه بر وجهى ابسط و اكمل در منهج الصادقين مرقوم و مسطور است .
وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ
و رويها در آن روز سخت ترش باشد يعنى وجوه منافقان و مشركان و اهل طغيان .
تَظُنُّ
گمان برى تو اى بيننده يعنى بدانى يا گمان برد آن بنفس يعنى بيقين بشناسد
أَنْ يُفْعَلَ بِها
آنكه كرده خواهد شد به دو
فاقِرَةٌ
عقوبتى كه شكننده مهرهء پشتش باشد اين كنايه‌ايست از نزول عذاب عظيم و گويند ظن بر معنى خود است يعنى گمان برند حصول آن را فى الجمله و بتفصيل آن عالم نباشد .
كَلَّا
نچنان است اى طالبان دنيا كه دل بر دنيا توان نهاد و از آخرت غافل توان شد پس از اين مرتدع شويد و تامل نمائيد در اينكه
إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ
چون برسد روح باستخوان‌هاى كه بر بالاى سينه‌اند و از يمين و يسار احاطه مقدم حلق نموده كه آن موضع چنبر گردنست .
وَ قِيلَ
و گفته شود يعنى كسان محتضر گويند
مَنْ راقٍ
كيست افسون كننده بادعيه و علاج نماينده بادويه يا گويند ملائكه با هم كه آيا ملائكهء رحمت روح او را مرتقى سازند به آسمان يا ملائكه عذاب به نيران - از ابو العاليه روايتست كه ملائكهء رحمت و عذاب با هم نزاع كنند بر بالا بردن روح .
وَ ظَنَّ
و يقين كند محتضر
أَنَّهُ الْفِراقُ
كه آنچه به دو نازلشده مفارقتست يعنى سبب جدائيست از دنيا و علت مفارقت از اقربا و احبا و اصدقا و در حديث آمده كه بنده علاج شدايد مرك كند و حال آنكه هر يك از مفصل هاى او بر يكديگر سلام كنند و گويند سلام بر تو باد كه جدا ميشوى از من و من از تو تا روز قيامت .
وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ
و به پيچد ساق محتضر
بِالسَّاقِ
بساق او يعنى پايهاى او از هول مرك و سختى جان كندن در هم پيچد و قتاده گفته كه مراد آنست كه متحرك و مضطرب شود و پيوسته يكى را پيش خود كشد و يكى را فرو گذارد و ابن عباس و مجاهد گفته‌اند كه معنى آنست كه جمع شود شدت موت بشدت آخرت در حديث آمده كه هيچ منزلى سخت‌تر از قبر نيست كه اولين منزلست از منازل آخرت و از يحيى بن معاذ مرويست كه چون بنده را در قبر نهند چهار فرشته بيايند يكى بر سرين و يكى بر پائين و ديگرى بر راست و ديگرى بر چپ فرشتهء سرين گويد كه آجل حاضر آمد و عاجل
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 246 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى