تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

سورة القيمة

اربعون آية مكية ابى بن كعب از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه هر كه سورة القيمة بخواند من و جبرئيل گواهى دهيم از براى او در روز قيامت كه او ايمان بروز قيامت داشته و در آن روز روشنى روى او بر همه غلبه كند و ابو بصير از ابو عبد اللّه عليه السّلام نقل كرده كه هر كه مداومت بر اين سوره كند حق تعالى چون او را از قبر بعث كند اين سوره را در احسن صورت رفيق او گرداند و او را بشارت دهد و به روى او خندد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
لا أُقْسِمُ
البته سوگند ميخورم
بِيَوْمِ الْقِيامَةِ
بروز رستخيز .
وَ لا أُقْسِمُ
و البته سوگند ياد ميكنم
بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ
بنفس ملامت كننده مراد نفس متقيه است كه در روز قيامت نفس مقصره را ملامت كند بر تقصير طاعة يا نفس مطمئنه كه ملامت كنندهء نفس اماره است و يا ملامت كنندهء خود و اگرچه در طاعة و عبادة كوشش نمايد يا مراد مطلق نفس باشد زيرا كه حضرت رسالت ( ص ) فرموده در روز قيامت هيچ نفس نيكوكار و بدكار نباشد مگر كه ملامت كند نفس خود را اگر عمل نيكو كرده باشد گويد چرا زياده نكردم و اگر فعل بد از او صادر شده باشد گويد كاشكى نميكردم جواب قسم اينكه هر آينه برانگيخته خواهيد شد و دال بر جواب قسم است قوله .
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ
آيا مىپندارد آدمى
أَلَّنْ نَجْمَعَ
كه جمع نخواهيم كرد
عِظامَهُ
استخوانهاى او را آورده‌اند كه عدى بن ربيعه كه همسايه رسول بود در نهاية عناد و عداوت روزى آنحضرت را از احوال قيامت پرسيد و بعد از اخبار آنحضرت از وقوع آن گفت اگر آن روز را معاينه ببينم باور ندارم و به آن نگروم كه اين استخوانهاى متفرقه با هم مجتمع شوند حق تعالى آيه فرستاد كه عدى ميپندارد كه استخوان‌هاى او را جمع نكنيم بعد از پراكندگى - و گويند مراد جميع كافرانند يعنى آيا ظن منكران بعث آنست كه ما عظام ايشان را فراهم نخواهيم آورد .
بَلى
آرى جمع كنيم آن را
قادِرِينَ
در حالتى كه توانا باشيم
عَلى أَنْ نُسَوِّيَ
بر آنكه راست گردانيم
بَنانَهُ
سرهاى انگشتان او را و بهم تاليف كنيم يعنى سلاميات او را با وجود صغر و لطافت جمع كنيم و منضم سازيم چه جاى استخوانهاى بزرگ .
بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ
بلكه ميخواهد عدى يا آدمى به اين انكار و تكذيب
لِيَفْجُرَ
تا هميشه بفجور مشغول باشد
أَمامَهُ
در زمانى كه پيش وى است از اوقات حياة از سعيد جبير مرويست كه مراد آنست كه ذنب را مقدم