تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
وحشىاند كه گريزانند از مردان تيرانداز كه صيد شير ميكنند يا از آوازهاى مختلف مراد آنست كه همچنانكه خران وحشى از اينها ميگريزند ايشان از استماع قرآن ميگريزند .
بَلْ
بلكه از روى عناد و جحود
يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ
ميخواهند هر مردى از ايشان
أَنْ يُؤْتى
آنكه داده شود
صُحُفاً مُنَشَّرَةً
نامهاى سر گشاده و بىمهر و در آن نوشته كه ايفلان پيروى محمد كن .
كَلَّا
ندهند ايشان را اين صحيفها و اگر بر سبيل فرض بدهند نگروند پس اعراض ايشان نه به جهت امتناع اتيان اين صحيفه است
بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ
بلكه نميترسند از عذاب آخرة و عناد مىورزند در وقوع آن با وجود علم ايشان بمعجزات ظاهره و حجج باهره و به جهت عناد و لجاج با تو اقتراح صحف ميكنند .
كَلَّا
نچنانست كه ميگويند كه قرآن سحر است و قول بشر
إِنَّهُ
بدرستى كه قرآن
تَذْكِرَةٌ
پنديست شريف و موعظه‌ايست عظيم .
فَمَنْ شاءَ
پس هر كه خواهد پند گرفتن و ياد كردنرا از آن
ذَكَرَهُ
پند گيرد آن را و به سهولت از آن پند گيرد نه بعسرت .
وَ ما يَذْكُرُونَ
و ياد نكنند و از آن پند نگيرند
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
مگر آنكه خداى خواهد كه ياد كنند يعنى به اختيار خود ياد آن نخواهند كرد مگر گاهى كه حق تعالى به غير اختيار اكابر ايشانرا بر آن دارد و اين منافى تكليف است و مخالف حكمت نظير اينست قوله و لو شاء ربك لا من من فى الارض كلهم جميعا
هُوَ أَهْلُ التَّقْوى
اوست سزاوار آنكه بترسند از او و خوف آن را نصب العين خود سازند يعنى از محارم او اتقاء نمايند
وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ
و اوست سزاوار آمرزيدن مر گناهكاران را خصوصا ترا انس بن مالك از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه آن حضرت بعد از تلاوة اين آيه فرمود كه حق تعالى فرموده كه من اهل آنم كه از من بترسند و با من انباز نگيرند پس هر كه بترسد از اينكه انباز گيرد با من چيزيرا من اهل آنم كه بيامرزم او را و گناهان او عفو كرده به روى او نيارم و گويند معنى آنست كه خداى از اهل آنست كه از و بپرهيزند و از عقاب او بترسند و از اهل اينكه از براى او عمل كنند به آنچه مؤدى شود بمغفرت او .