از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه چشمهاى ايشان مانند برقست و دهنهاى ايشان مانند حصار ميكشند مويهاى كافرانرا و به اين طريق ايشانرا بدوزخ مىاندازند و هر يك از ايشانرا مثل قوة آدميان و پريان است و يكى از آنها امتى را بدوزخ راند و كوهى از آتش بر گردن گيرد و بر سر ايشان اندازد و در روايت ديگر آمده كه چشمهاى ايشان چون برق جهنده است و ميان هر دو دوش هر يكى از ايشان يك ساله راهست و فراخى دست هر يك بمرتبه كه مثل ربيعه و مضر را فرا توانند گرفت و هرگاه قوة و صلابة هر يك به اين مرتبه بود چگونه ايشانرا دفع توانند كرد
وَ ما جَعَلْنا
و نگردانيديم
عِدَّتَهُمْ
عدد موكلان دوزخ را
إِلَّا فِتْنَةً
مگر عدد اندك كه مقتضى فتنه باشد
لِلَّذِينَ كَفَرُوا
مر آنانرا كه كافر شدند يعنى تا ايشان از غاية عناد و فرط طغيان چون استماع اين عدد خاص كنند به آن استهزاء كنند و استبعاد نمايند كه نوزده تن چگونه اكثر ثقلين را عذاب توانند كرد و اگر چنانچه راه عناد را ميگذاشتند و با عقول خود مراجعت ميكردند هر آينه عالم ميشدند به آنكه در ضمن اين عدد خاص حكم و مصالح مندرج است حاصل كه حق تعالى ميفرمايد كه ما زبانيه را به اين عدد مقرر كرديم
لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ
تا بيگمان شوند آنان كه
أُوتُوا الْكِتابَ
داده شدهاند كتاب تورية را يعنى كسب يقين كنند از آن بنبوت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا بحقيت قرآن چه قرآن را يابند كه مصدق تورية است و موافق آن در اين قول و به جهت اين متيقن شوند در آنكه قرآن از نزد خداست و محمد امى است و كتاب ايشان نخوانده و نشنيده و با وجود اين از آن خبر ميدهد
وَ يَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا
و بيفزايند آنان كه گرويدهاند
إِيماناً
گرويدنى را بسبب تصديق كردن به اين همچنانكه گرويده بودند به آنچه نازل گشته بود بر پيغمبر پس مراد بزيادتى ايمان در كميت باشد نه كيفيت يا به سبب تصديق اهل كتاب به قرآن ايمان ايشان راسخ گردد و باوج كمال رسد چه مزيت ايمان در كيفيت باشد
وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ
و تا شك نياورند آنان كه
أُوتُوا الْكِتابَ
داده شدهاند تورية
وَ الْمُؤْمِنُونَ
و شك نكنند گرويدگان اهل اسلام در آن
وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ
و تا بگويند بر وجه انكار آنان كه
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
در دلهاى ايشان بيمارى شك و نفاق باشد
وَ الْكافِرُونَ
و ناگرويدگان كه جازمند در تكذيب
ما ذا أَرادَ اللَّهُ
چه چيز خواست خداى
بِهذا
به اين عدد معين
مَثَلًا
از روى مثل يعنى منافقان و كافران گويند كه حق تعالى به اين مثل عجيب چه غرض و قصد نموده كه نوزده زبانيه تعيين كرده نه بيست كه عدد تام است يعنى گويند كه اين سخن خدا نيست چه اگر از خدا بود اين عدد ناقص نميشد
كَذلِكَ
همچنانكه حق تعالى به مثل اين عدد خاص اخبار مكلفان مىكند در تدبير