تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
با شما در حصن درآيم و مدد شما دهم و چون ايشان در حصن رفتند عبد اللّه نصرت ايشان نداد و بالضرورة قرار بر فرار دادند
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
و مر ايشانراست با وجود خوارى و جلاى وطن عذابى دردناك در عقبا و مثل منافقان در فريب دادن يهودان و وعدهء نصرت كردن و خلاف كردن .
كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ
مانند مثل شيطانست چون گفت مر آدمى را كه بر كفر خود ثابت باش كه من معاون و ناصر توام
فَلَمَّا كَفَرَ
پس چون بر كفر ثبات ورزيد
قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ
گفت شيطان بدرستى كه من بيزارم از تو و من ميترسم از خداى كه پروردگار عالميانست مراد ابو جهل است چه در وقتى كه ببدر متوجه شد از قبيلهء كنانه متوهم بود ابليس به صورت سراقه كه رئيس بنى كنانه بود برآمد و گفت اى ابو الحكم مترس كه هيچكس بر شما غالب نشود و چون ببدر رسيدند ابليس ديد كه ملائكه بمدد اهل اسلام از آسمان نازل ميشوند بگريخت و گفت من از شما بيزارم و حق تعالى از اين معنى خبر ميدهد كه .
فَكانَ عاقِبَتَهُما
پس هست عاقبت كار شيطان و مدعو كه انسانست از منافقان و يهودان و ساير مشركان و پرستنده بتان
أَنَّهُما فِي النَّارِ خالِدَيْنِ فِيها
بدرستى كه ايشان هر دو در آتش دوزخ باشند جاويد ماندگان در آن
وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ
و خلود در آتش دوزخ پاداش كافرانست كه از جادهء حق تجاوز نموده‌اند و بعد از بيان عاقبت كافران در موعظه مؤمنان ميفرمايد كه .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ
ايكسانى كه گرويده‌ايد بترسيد از خدا در امر و نهى اطاعت او كنيد
وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ
و بايد كه نظر كند هر نفسى و ببيند آنچيزيكه از پيش فرستاده است براى فرداى قيامت كه عمل صالح است يا فعل قبيح پس بجهة تاكيد امر تقوى تكرار آن كرده ميگويد
وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ
و البته بترسيد از قهر الهى بدرستى كه خداى داناست به آنچه ميكنيد اين در حكم و عيديست بر معاصى .
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ
و مباشيد ايمؤمنان موافق و مانند آنان كه فراموش كردند و وا گذاشتند احكام خدايرا مراد يهودان و مشركان و منافقانند كه از روى عناد و جحود مطلقا پيروى احكام خدا نكردند
فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ
پس خدا فراموش گردانيد بر ايشان نفسهاى ايشان را و در توفيق از ايشان دربست
أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
آنگروه ايشانند بيرون رفتگان از دايره فرمان و متوغل در كفر و طغيان بعد از آن مردمانرا از خواب غفلت بيدار