تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
خود او را مساعدة نمودند
وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً
و نيابند در سينهاى ايشان آنچه احتياج داعى باشد از حسد و غيظ و طلب
مِمَّا أُوتُوا
از آنچه داده شدند مهاجران دون ايشان از مال غنيمت بنى نضير يعنى اصلا طلب آنچيزى نميكنند كه بمهاجران عطا شده حق تعالى در حق ايشان آيه فرستاد
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ
و اختيار ميكنند يعنى مقدم ميكنند مهاجرانرا بر نفسهاى خود و اموال و منازل از خود بازگيرند و بايشان بدهند
وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
و اگر چه در حالتى است كه هست ايشانرا احتياج و فقر به آنچه ايثار ميكنند ايثار عبارتست از آنكه كسى محتاج باشد به چيزى و ديگرى را مستحق آن بيند از خود بازگيرد و بوى بخشد روايتست كه شبى رسول خدا از نماز شام و خفتن فارغ شد مردى از ميان صفوف برخاست و گفت اى مهاجر و انصار مردى غريبم مرا طعامى دهيد رسول فرمود كه ذكر غربت مكن كه دل مرا اندوهگين ساختى بعد از آن فرمود غريبان چهارند يكى مسجدى كه در ميان قومى باشد كه در آنجا نماز نكنند دويم مصحفى كه در خانهء باشد و از آن تلاوت نكنند سيم عالمى كه در ميان جماعتى باشد و ايشان تفقد او نكنند چهارم اسيرى كه از اهل اسلام در ميان كفار باشد پس گفت كه كيست كه مؤنهء اين مرد كفايت كند امير المؤمنين على عليه السّلام برخاست و دست سايل بگرفت و بحجرهء طاهرهء فاطمه ( ع ) آورد و گفت اى دختر رسول در كار اين مهمان نظرى كن گفت يابن عم طعامى اندكست و حسن و حسين گرسنه‌اند و تو روزه دارى پس فرمود آن را حاضر كن طعام پيش آورد حضرت طعام را پيش مهمان نهاد و با خود گفت اگر من طعام بخورم مهمانرا كافى نباشد و اگر نخورم سبب انفعال مهمان شود پس دست دراز كرد و چنان بازنمود كه چراغ اصلاح ميكنم و او را فرو بنشاند و فاطمه را گفت در گرفتن چراغ تعلل نماى و خود دهان مبارك ميجنبانيد و چون فارغ شدند فاطمه عليها السلام چراغ را بياورد و طعام همچنان بر جاى خود باقى بود امير فرمود اى درويش چرا طعام نمخيخورى گفت سير شدم پس امير و فاطمه و حسن و حسين و فضه و همسايها از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود روز ديگر آنحضرت نزد رسول آمد ويرا گفت يا على ديشب چون گذرانيدى گفت بخير و خوبى پس رسول حكايت شب را جميع بامير المؤمنين عليه السّلام بازگفت حضرت فرمود يا رسول كه ترا اعلام كرد گفت جبرئيل و اين آيه آورد كه
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
چون حق تعالى وصف ايثار نمود در عقب او ترغيب بندگان مينمايد بسخاوت
وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ
و هر كه نگه داشته شود از بخل نفس خود يعنى منع كند نفس خود را از آنچه طبيعت مستدعى آن باشد
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 147 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى