تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
يعنى مسلمانان با ايشان كارزار كنند يارى نكنند منافقان مرايشانرا
وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ
و اگر يارى دهند اهل نفاق يهود را يعنى بر سبيل فرض و تقدير آنچه خداى نفى آن فرموده وجود خارجى پيدا نميكند
لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَ
هر آينه بازگردانند پشتهاى خود را يعنى بهزيمت روند
ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ
پس يارى كرده نشوند بنى نضير بعد از هزيمت منافقان آنگه بر وجه امتنان خطاب بمؤمنان مىكند .
لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ
هر آينه شما كه مؤمنانيد سخت‌ترين از روى ترس در سينهاى ايشان
مِنَ اللَّهِ
از خداى يعنى ترس شما در دل منافقان بيشتر است از ترس خدا
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ
آن خوف و خشيت شما مرايشانرا بسبب آنست كه ايشان گروهىاند كه نميدانند عظمت خدا و شدّت عقوبت او را و اگر نه بايستى كه از خداى ترسيدندى نه از شما .
لا يُقاتِلُونَكُمْ جَمِيعاً
كارزار نميكنند با شما يهود و اهل نفاق در حالتى كه مجتمع باشند براى جدال كردن با شما
إِلَّا فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ
مگر در ديهاى استوار بخندق و حصار و بروج مستحكم و يا از پس ديوارها بتير و سنگ و ايشانرا قوهء آن نيست كه از حصون بيرون آمده روى با روى با شما جنك كنند اين نه ضعف و خيانة ايشانست بلكه
بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ
كارزار ايشان در ميان يكديگر سختست اما هر شجاعى از ايشان كه با رسول و اصحاب او حرب كنند او سبحانه خوف و رعب را در دل او افكند و بسبب آن طاقت مقاتلهء ايشان نيارد
تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً
پندارى نو يهود و اهل نفاق را مجتمع و متفق از روى تدبير و صلاح انديشى
وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى
و حال آنكه دلهاى ايشان پراكنده و پريشانست در آن به جهت افتراق عقايد و كثرت حقد و حسد و عداوت با يكديگر
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ
اين اختلاف و افتراق عقايد بسبب آنست كه ايشان
قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ
گروهىاند كه تعقل نميكنند و در نمييابند آنچه صلاح ايشان در آنست و بعد از آن ميفرمايد كه مثل يهود در مغرور شدن .
كَمَثَلِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِيباً
همچو مثل آنانست كه بودند پيش از اين زمان اندك
ذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ
كه بچشيدندى عاقبت كفر خود را در دنيا مراد مشركان قريشند كه بشش ماه قبل از ايشان در بدر كشته شدند گويند مراد بنى قينقاع‌اند كه عهدى كه با نبى كرده بودند بشكستند و چون از بدر مراجعت فرمود حكم كرد تا از ديار خود بيرون روند و جلاى وطن كنند عبد اللّه ابى بايشان گفت كه بيرون مرويد كه من پيش محمد روم و شفاعت شما كنم و يا