يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
شقاق و خلاف ميكنند با خدا و رسول و اوامر و نواهى ايشانرا بيك طرف نهاده اختيار حدودى ميكنند كه غير حدود ايشان باشد
كُبِتُوا
نگونسار و خوار كرده شوند
كَما كُبِتَ الَّذِينَ
همچنانكه ذليل و خوار گرديده شدهاند آنان كه
مِنْ قَبْلِهِمْ
پيش از ايشان بودند از كفار يعنى هم چنان كه كفار امم ماضيه كه اعداى رسل بودند هلاك گردانيده شدند و به عذاب الهى گرفتار گشتند ايشان نيز به هلاكت دنيوى و اخروى گرفتار شوند
وَ قَدْ أَنْزَلْنا
و بتحقيق كه فرستاديم
آياتٍ بَيِّناتٍ
آيتهاى روشن كه قرآنست و ساير معجزات داله بر صدق نبوت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
وَ لِلْكافِرِينَ
و مر كافرانراست در دنيا
عَذابٌ مُهِينٌ
عذابى خوار كننده و رسوا سازنده كه عزة و تكبر ايشانرا در هم شكند از قتل و سبى يا مر ايشان راست عذابى خوار سازنده .
يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ
روز كه برانگيزاند خداى تعالى ايشان را از قبور
جَمِيعاً
همهء ايشان كه يكى مبعوث نكرده نماند
فَيُنَبِّئُهُمْ
پس خبر دهد خداى ايشان را برءوس الاشهاد
بِما عَمِلُوا
به آنچه كرده باشند به جهت تشهير حال ايشان و توبيخ و تخجيل ايشان و تقرير عذاب ايشان بسبب خجالت و رسوائى تمناى آن كنند كه بسرعت هر چه تمامتر بدوزخ روند
أَحْصاهُ اللَّهُ
شمرده و نگاه داشته خداى عمل ايشانرا و بعموم علم خود احاطه جميع عدد عمل ايشان نموده كه هيچ چيز از آن از علم او غايب نباشد
وَ نَسُوهُ
و فراموش كرده باشند ايشان آنها را به جهت كثرة آن يا تهاون نمودن به آن
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
و خداى بر همه چيز از اعمال و احوال بندگان
شَهِيدٌ
حاضر است يعنى عالم است بجميع آن پس همه را بر وفق عمل مكافات دهد در كشاف آورده كه روزى ربيعة بن عمرو و حبيب برادر او با صفوان بن اميه مكالمه ميكردند يكى گفت آيا خدا ميداند آنچه ما ميگوئيم ديگرى گفت بعضى ميداند و بعضى را نميداند ثالث گفت اگر بعضى را ميداند همه را نيز ميداند زيرا كه ميداند آنچه ما ميگوئيم و مانعى ندارد در دانستن چه او عالم بالذاتست پس به او معلوم خواهد بود آيه آمد كه .
يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ
ميداند آنچه در آسمانست از ملائكه و نجوم و ارواح و غير آن
وَ ما فِي الْأَرْضِ
و آنچه در زمينست از معدنيات و حيوانات و ساير جمادات
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ
نباشد و هيچ واقع نشود از راز گفتن سه كس
إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ
مگر كه خداى چهارم ايشانست در عالميت او به آن راز يعنى علم او رفيق آنها است و محيط و مطلع بر ايشان
وَ لا خَمْسَةٍ
و نه راز گفتن پنج كس
إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ
مگر او كه ششم ايشانست يعنى بدانش و بينش